http://www.pox.ir

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
تمام محصولات  و مطالب این سایت مطابق با قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران می باشد.
خرید پستی - درب منزل تحویل بگیرید سپس هزینه را بپردازید
در صورتی که با سرویس خرید پستی آشنایی ندارید و برای اولین بار از این سیستم استفاده می کنید اینجا را کلیک کنید
 
تخفیف ویژه - شرکت در قرعه کشی هفتگی  با هر خرید در قرعه کشی ویژه هفتگی شرکت کنید.هرهفته 6 برنده خوشانس با هر 15 هزار تومان خرید 5 هزار تومان مجانی خرید کنید.
 
تماس با تیم پشتیبانی 08663241139
در صورت بروز هرگونه مشکل ، داشتن سوال یا ابهام و یا درخواست محصولات آموزشی که فعلا در فروشگاه موجود نیست با واحد پشتیبانی تماس بگیرید
بسته آموزشی بازاریاب و افزایش فروش
جالب و خواندنی

میوه‌های قرمز؛ از گفته‌ها تا واقعیت

میوه‌های قرمز؛ از گفته‌ها تا واقعیت

زغال اخته با عفونت‌های دستگاه ادرار مقابله می‌کند. گیلاس ضد نقرس است. توت فرنگی خواص ضد سرطانی دارد و مورد صحرایی قرمز، تمشک، شاه توت با پیری مقابله می‌کنند.

میوه های قرمز

 

نگاهی به این دنیای رنگارنگ و زیبا بیندازید. حقیقتاً گذشتن از کنار توت فرنگی، تمشک، شاه‌توت و مورد صحرایی قرمز اصلاً ساده نیست.

این میوه‌های قرمز رنگ زیبا علاوه بر ظاهر دلربایی که دارند می‌توانند با پیری و بیماری‌های مربوط به آن مقابله کنند و شادابی، طراوت و سرزندگی را به ارمغان بیاورند.

برای آشنایی بیشتر با این میوه‌های خوش‌رنگ و خوش طعم این مقاله را تا انتها بخوانید.

 

مورد صحرایی قرمز، دید شبانه را تقویت می‌کند

غلط است. شایع شده است که در طول جنگ جهانی دوم خلبانان رویال ایر فرانس برای تقویت دید شبانه‌شان از مورد صحرایی قرمز استفاده می‌کردند. اما باید بگوییم این داستانِ افسانه‌ای، شایعه‌ای بیش نیست و مرکز پزشکی هوایی رویال ایر فرانس شایعه‌ی مصرف مورد صحرایی، مربا یا عصاره‌ی آن توسط خلبانان‌شان را تکذیب کرده است.

تاکنون چندین پژوهش در این خصوص انجام گرفته که نتوانسته تأثیر مورد صحرایی قرمز در دید شبانه را تایید کند. نتایج چهار پژوهش اخیر که با دقت این میوه را مورد بررسی قرار داده است نشان می‌دهد مورد صحرایی قرمز برخلاف باور عموم هیچ تأثیری در بهبود و تقویت دید شبانه‌ی افراد ندارد.


زغال اخته

زغال اخته با عفونت‌های دستگاه ادرار مقابله می‌کند

کاملاً درست است. سرخ پوستان آمریکا از زغال اخته برای تهیه‌ی دسرهای معرف خود و همچنین برای درمان عفونت‌های دستگاه ادراری که در طول بارداری و بعد از دوران یائسگی در میان زنان شایع می‌شود استفاده می‌کردند.

محققان چندین پژوهش روی خواص زغال اخته انجام دادند. نتایج این مطالعات نشان می‌دهد در میان زنانی که به مدت یک سال آب یا عصاره‌ی زغال اخته مصرف کرده‌اند احتمال ابتلا به عفونت‌های دستگاه ادراری به میزان 40 درصد کاهش می‌یابد. باید بگوییم که هیچ فرقی بین آب زغال اخته و کپسول‌های آن وجود ندارد. این میوه‌ی قرمز از چسبندگی باکتری‌های پاتوژن (E.coli) به سلول‌های مثانه جلوگیری می‌کند.


گیلاس

 

گیلاس ضد نقرس است

درست است. این شیوه‌ی درمانی مادربزرگ‌ها مورد تایید محققان نیز قرار گرفته است.

اخیراً پژوهشی انجام گرفته که در طول آن هر یک از داوطلبان حدود 300 گرم گیلاس مصرف کرده‌اند و نتایج آن حاکی از تأثیر این میوه‌ی خوشمزه روی نقرس بوده است. بعد از گذشت پنج ساعت از مصرف گیلاس میزان اسید اوره‌ی پلاسما کاهش و میزان دفع ادرار به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌یابد.

علاوه بر این، مصرف گیلاس باعث کاهش شاخص‌های التهاب زا ( protein C- reactive) نیز می‌شود.


توت فرنگی
توت فرنگی خواص ضد سرطانی دارد

کاملاً درست است. توت فرنگی نیز مانند تمام میوه‌هایی که در طبیعت وجود دارد دارای آنتی اکسیدان‌های فراوانی است که باعث کاهش آسیب‌های رادیکال‌های آزاد به DNA می‌شوند.

البته باید بگوییم که خواص توت فرنگی‌ها بیشتر از این‌هاست: این میوه‌های خوشمزه قاطعانه از تشکیل ترکیبات سرطان زایی به نام nitrosamin ها جلوگیری می‌کنند. این مواد زمانی که ما نیتریت یا نیترات و پروتئین می‌خوریم در لوله گوارش تشکیل می‌شوند. nitrosamin ها که به ویژه با مصرف سوسیس و کالباس جذب می‌شوند می‌توانند باعث بروز سرطان‌های دستگاه گوارش شوند. خوشبختانه توت فرنگی تا 70 درصد از تشکیل این عوامل سرطان‌زا جلوگیری به عمل می‌آورد.


شاتوت

تمشک و شاه توت با پیری مقابله می‌کنند

کاملاً درست است. معمولاً از کیوی و پرتقال به عنوان منبع اصلی آنتی‌ اکسیدان‌ها یاد می‌شود اما نتایج مطالعاتی که در دانشگاه Tufts ماساچوست ایالات متحده‌ی آمریکا انجام گفته نشان می‌دهد مورد صحرایی، تمشک، شاه توت و توت فرنگی نسبت به کیوی و پرتقال دست بالاتری دارند.

این میوه‌ها باعث افزایش قدرت دفاعی بدن در مقابل رادیکال‌های آزاد می‌شوند که دلیل اصلی بروز پیری در سلول‌ها به حساب می‌آیند. محققان آمریکایی تستی با نام اختصاری ORAC (Oxygen Radical Absorbance Capacity) تعیین کردند که قدرت آنتی‌اکسیدانی میوه‌ها و مواد غذایی دیگر را در پلاسما اندازه گیری می‌کند. بر اساس این آزمایشات میوه‌هایی که امتیاز بالاتری کسب کردند، قدرت آنتی اکسیدانی خون را به میزان 10 تا 25 درصد افزایش می‌دهند. علاوه بر این باید بگوییم که این میوه‌ها مانع از دست دادن حافظه در موش‌های پیر می‌شود و مویرگ‌های این حیوانات را از فشار و هجوم اکسیژن درامان می‌دارد. بنابراین توصیه می‌کنیم برای حفظ سلامت خود و به تأخیر انداختن پیری از مصرف میوه و همچنین سبزیجات غافل نشوید و از نعمت‌های بی پایان خالق هستی و خواص آن‌ها استفاده کنید.

 

خواصی که در مورد آدامس نمی دانستید!


خواصی که در مورد آدامس نمی دانستید!

جويدن آدامس در حين پياده روى، از بازگشت اسيد معده به مرى جلوگيرى مي كند و به نظر برخى از محققان، استفاده از آدامس موجب كاهش احتمال خون ريزى لثه و تشكيل پلاك هاي دندانى مي شود.
جويدن آدامسى كه حاوى قندهای کنترل شده باشد، نه تنها به رشد باكتری ها كمك نمي كند و باعث افزايش پوسيدگى دندان ها نمى شود، بلكه پوسيدگى را هم مي تواند كاهش دهد.

به گزارش مشرق، جويدن آدامس، بخش جلوى شبكه كورتكس مغزى را فعال تر مي كند و موجب پردازش بهتر اطلاعات مغز و بهبود حافظه عملى و افزايش توان يادگيرى كوتاه مدت و بلند مدت در فرد مي شود.

دكتر وهاب شيعه زاده، دندانپزشك و متخصص ريشه، ضمن بيان اين مطلب گفت: محققان معتقدند كه نه تنها عضلات دهانى، بلكه فعاليت عضله زبان نيز هنگام جويدن آدامس افزايش مي يابد و به دفع مواد سمى گروهى از عضلات بدن كمك مي كند.

نتايج بعضى ديگر از تحقيقات، نشانگر تأثير مثبت جويدن آدامس در كاهش موارد ريفلاكس بوده است. همچنين جويدن آدامس در حين پياده روى، از بازگشت اسيد معده به مرى جلوگيرى مي كند و به نظر برخى از محققان، استفاده از آدامس موجب كاهش احتمال خون ريزى لثه و تشكيل پلاك هاي دندانى مي شود.

وي افزود: جويدن آدامسى كه حاوى گزيليتول و يا سوربيتول ( انواعى از قندها كه داراى بنيان هاي الكلى شيميايى با جذب كند هستند و از آنها براى ساخت مرباى ديابتی ها استفاده مي شود) باشد، نه تنها به رشد باكترى ها كمك نمي كند و باعث افزايش پوسيدگى دندانها نمى شود، بلكه به كاهش پوسيدگى نيز كمك مي كند.

وى با بيان اينكه اثر جويدن آدامس هاي گزيليتول و فلورايد، حتى از محلول هاي كلرهگزيدين و آمين فلورايد هم بهتر است، افزود: البته استفاده از مسواك و خميردندان در جلوگيرى از پوسيدگى دندان تاثير بهترى دارد.

وى گفت: حتى در مطالعاتى كه روى سالمندان انجام شد معلوم شد كه جويدن آدامس در سالمندان ساكن خانه هاي سالمندان، موجب بهبود سلامت دهان و دندان آنها مي شود.

وى افزود: برخى محققان بر اين باورند كه گزيليتول در جلوگيرى از اوتيت ميانى (گوش درد) در افرادى كه به دفعات آدامس هاي حاوى اين ماده را جويده باشند، موثر است.

 

عاشق همسرم هستم، جذب فرد دیگری هم شده ام


عاشق همسرم هستم، جذب فرد دیگری هم شده ام

امیر حسین: خوب سحر جان پرسیدن این سؤال دل و جرات زیادی می خواهد. من به خوبی به یاد دارم که در 4 ماه اول شروع زندگی مشترک، از یک خانم زیبای دیگری خوشم آمده بود. تو متوجه شدی و طوری با من برخورد کردی که واقعاً از کار خودم ناراحت و پشیمان شوم. با خودم فکر می کردم: "چه کار احمقانه ای انجام دادم" من همسر زیبا و فوق العاده ای داشتم نمی دانستم واقعاً چه چیزی باعث شده بود که دست به یک چنین کاری بزنم؟ هم گیج شده بودم و هم احساس حقارت می کردم.

سحر: باید گفت که خانم ها و آقایون با هم تفاوت های اساسی دارند و شخصیتشان متفاوت است. آقایون به راحتی از نظر بصری تحریک می شوند، این در حالی است که خانم ها بیشتر نسبت به مسائل احساسی از خود حساسیت نشان می دهند. یک مرد تنها از نظر ظاهری نسبت به جنس مخالف کشیده می شود، اما خانمها در مقایسه با آقایون به ظاهر افراد مختلف اهمیت زیادی نمی دهند. از سوی دیگر خانم ها از طریق لمس شدن، احساس نزدیکی و درک احساسی جذب طرف مقابل میشود و ممکن است به دلیل این نیاز شدید احساسی، از مسیر اصلی خارج شوند؛ اما چه مذکر چه مؤنث، تکنیک هایی وجود دارند که افراد می توانند با استفاده از آنها بر کاستی های خود فائق آیند.

امیر حسین: باید در نظر داشت که کشش جنس مخالف به یکدیگر مسئله جدیدی نیست که تنها به شما منحصر شده باشد. بنابراین باید برای این مقوله برنامه ریزی کنید و به خوبی بدانید که در برابر افرادی که ممکن است در خارج از زندگی مشترکتان نظر شما را به خودشان جلب کنند، چه برخوردی داشته باشید. برای کسانیکه این اتفاق به تازگی روی داده، باید از خودشان بپرسند که: "چرا من از این آدم خوشم آمده؟"

ممکن است هر دو در محل مشترکی کار کنند و میان آنها شیمی مناسبی بوجود آید. شما صبح زود در حالیکه شب خوبی را در کنار همسر خود سپری نکرده اید و مشکلات زیادی در زندگیتان وجود دارد، او را ترک می کنید و بعد همکارتان را در بهترین شرایط می بینید. ظاهر زیبا و آراسته آنها شما را اغوا میکند.

سحر: بله، این درسته امیر حسین. اما چیزی که در این لحظه باید به خاطر داشته باشی این است که تو تنها بهترین وضعیت آنها را می بینی، بد اخلاقی ها، ترشوریی های آنها را نمی بینی و تا کنون او را در بدترین وضعیتش ندیده ای. در یک چنین حالتی چشم و گوش فرد بسته می شود و متوجه نمی شوی که آنها هم دارای جنبه های منفی هستند.

من یادم می آید که چند سال پیش که در اداره مالیت کار می کردم آن موقع 3 سال از زندگی مشترکمان می گذشت. آقایی بود که زمان بیکاری اش با من بود، با چند نفر از همکارهای دیگر دور هم می نشستیم و او به تدریج علاقه اش را می خواست به من نشان دهد. او به من پیشنهاد داد تا شام با هم بیرون برویم، اما من درخواست او را رد کردم و گفتم: "من متاهل هستم" او گفت که برایش مهم نیست که من همسر دارم. گاهی اوقات جذابیت و تحریک واضح نیستند و علاقه کاملاً گیج کننده است.

امیر حسین: نه تنها باید ببینید که به چه دلیل ممکن است دچار وسوسه شوید، بلکه ارزش دارد بفهمید که اگر در خانه کارها مطابق میلتان پیش نروند، امکان آسیب پذیری شما بیشتر خواهد شد. اگر روابط شما و همسرتان خوب نیست باید تمام توجه خود را بر روی ترمیم رابطه خود معطوف کنید و برای رفع نیازهای خود از بیرون کمک طلب نکنید.

سحر: این کار عالی است. باید فقط به همسر خودمان فکر کنیم و اگر احساس میکنیم که از او فاصله گرفته ایم باید کاری کنیم تا این فاصله ها به هم نزدیک شده و و از میان برداشته شوند. باید در کنار هم بنشینیم، از هم عذر خواهی کنیم و دو مرتبه "دوستت دارم" را بر زبان جاری کنیم. زمانیکه همسرمان را تایید کنیم و از او به خاطر توانایی هایش تشکر و قدردانی کنیم و با وی با مهربانی برخورد کنیم، رابطه به مرور زمان بهبود پیدا می کند. باید کاری کنید که رابطه تان قوی شود. ..

امیر حسین: یکی دیگر از راهکارهایی که می توانید در زمانیکه جذب فرد دیگری میشوید، به کار بندید این است که: سکوت را بشکنید. به این معنا که جریان را هم برای همسر خود بازگو کنید و هم برای فرد دیگری که روی شما حساب باز کرده. در حقیقت همین حساب باز کردن یک مسئله مهم در زندگی افراد به شمار می رود. من و سحر در مورد هوس ها و درگیری های شخصی خود به راحتی با هم صحبت میکنیم و به همین دلیل خیلی راحت از عهده تمام مشکلات بر می آییم.

سحر: هوس در ذهن شما پدید می آید، بنابراین ابتدا باید در ذهن خود یک حفاظ بکشید. برخورد با افراد زیبا و جذاب غیر قابل اجتناب است، اما می توانید طرز صحیح برخورد با این افراد را به ذهن خود آموزش بدهید. ابتدا باید در ذهن خود بر این جنگ فائق آیید و جلوی خطور کردن هر گونه فکر وسوسه کننده ای را به ذهن خود بگیرید.

امیر حسین: به همین دلیل باید در روابط خود با افراد دیگر یک سری محدودیت هایی را قائل شوید. تا آنجایی که یادم می آید من و سحر از همان ابتدا با هم قرار گذاشتیم که دوستان نزدیکی از جنس مخالف نداشته باشیم، مگر اینکه دوست صمیمی برای هر دوی ما باشند. ما ارتباط خود را با این افراد محدود کردیم و قرار گذاشتیم که هیچ موقع برای صرف نهار یا چای تنهایی با این افراد بیرون نرویم.

سحر: همچنین باید مراقب خوشمزگی ها و سر به سر گذاشتن های کلامی نیز باشیم. خانم ها به دنبال شنیدن چنین چیزهایی هستند. مراقب باشید که دیگران از مهربانی شما سوء برداشت نکنند. جوک هایی که مفاهیم جنسی دارند تعرف نکنید و اجازه ندهید با سر به سر گذاشتنتان اهداف دیگری در سر بپرورانند. ..

امیر حسین: همچنین در مورد برخورد های فیزیکی نیز باید محدودیت هایی را در نظر بگیرید. هر چند من و سحر انسان های با عاطفه و در عین حال روشنفکری هستیم اما کمتر اتفاق می افتد که افرادی که جنس مخالفمان هستند را در آغوش گرفته و با آنها روبوسی کنیم. شاید شما از انجام این کار هیچ قصد و نیتی نداشته باشید اما طرف مقابل ممکن است برداشت غلطی از این حرکت شما بکند.

سحر: زمانیکه واقعاً تحریک شدید، بهترین راه این است که به سرعت فرار کنید. از کسی که باعث ایجاد انحراف شما از مسیر اصلی زندگیتان می شود، فاصله بگیرید. این دقیقاً همان کاری است که یوسف در مقابل زلیخا انجام داد.

امیر حسین: زمانیکه کلیه این نکات را رعایت کنیم، خداوند به ما در رابطه مان کمک می کند، آنوقت می توانید هم قدردان خدا باشیم و هم شریک زندگیتان. از خدا بخواهید تا از دیدگان و قلب شما محافظت کند تا به دام تحریک و وسوسه نیفتید. از او بخواهید تا به شما نشان دهد که برای حفاظت از زندگی مشترک خود چه کارهایی باید انجام دهید.

امیدواریم که عشق، وفاداری، و نزدیکی در میان شما و همسرتان به شکوفایی برسد

 

رازهایی بسیار جالب درمورد چهره و خصوصیات اخلاقی‌تان!!!


 رازهایی بسیار جالب درمورد چهره و خصوصیات اخلاقی‌تان!!!

به جواب این سؤال‌ها فکر کنید و جوابتان را به خاطر داشته باشید. آخر مقاله دوباره این جواب کار داریم.شخصیت ما قبل از هر جای دیگری روی صورتمان بروز پیدا می‌کنند. حالات و تغییرات چهره، هرچند

جزئی و خفیف، پیام شفاف، سریع و کارآمدی است که می‌تواند یک زبان جهانی هم باشد، به شرطی که شما بتوانید حالات چهره‌های مختلف را تشخیص بدهید و بدانید که هر چهره‌ای چه چیزی می‌گوید. دانستن این نکات از بهترین ابزارهای برقراری ارتباط با دیگران است.
دانستن این‌که طرف مقابل چه شخصیتی دارد و چه واکنش‌های احساسی از خود نشان می‌دهد، می‌تواند نقش مهم و حیاتی در رابطه ما و آن فرد داشته باشد. اگر ما بتوانیم احساسات مردم را زود تشخیص بدهیم، بهتر می‌توانیم در موقعیت‌های مختلف با آن‌ها برخورد کنیم. مثلاً اگر ما بتوانیم تشخیص بدهیم که فردی غمگین است، شاید بتوانیم واکنش درستی نسبت به ناراحتی او نشان بدهیم.
برای فهمیدن برخی از حالات چهره نیازی به آموزش نیست، چون شناسایی آن‌ها ساده است و حتی آن‌طور که روان‌شناسان می‌گویند ما از یک توانایی ذاتی برای انجام این کار برخورداریم. داروین گفته است روزی مادری هنگام مراقبت از کودک خودش شروع به گریه کرد. کودک با این‌که هیچ‌وقت با چنین صحنه‌ای مواجه نشده بود اما جلو رفت و به عنوان همدردی روی شانه مادرش زد. بعد داروین نتیجه می‌گیرد که این کودک تا آن موقع ندیده بوده کسی گریه بکند، پس نمی‌توانسته این احساسات را یاد گرفته باشد. بنابراین تشخیص یک صورت گریان امری ذاتی و غریزی است. با این حال نکات ظریفی هم هست که توجه بیشتر به آن می‌تواند به ما در درک بهتر از چهره خودمان و دیگران کمک کند.
قبل از شروع بحث باید دو نکته را مد نظر داشت. اول این‌که همان‌طور که گفتیم چهره‌خوانی یک علم دقیق و ثابت‌شده نیست و حتی با گذراندن دروه‌های آموزشی دقیق و پیشرفته نیز نمی‌توان به‌طور قطع در مورد شخصیت و درون افراد صحبت کرد. نتایج شما در سنجش شخصیت، بستگی به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحلیل قبلی دارد. نکته دوم که اهمیت بسیار زیادی هم دارد این‌که چهره را باید به طور کامل و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و تا رسیدن به همه حقایق، از قضاوت‌های شتابزده اجتناب کنید. با به یاد داشتن این نکات می‌‌توانید قبل از صحبت کردن با افراد تا حدی متوجه شخصیت آن‌ها شوید.

صورتم مثل هلو
شکل صورت، اولین نکته‌ای است که در هنگام تعبیر چهره باید به آن دقت کرد. فرم کلی صورت و شکل هندسی آن این نکات را به ما می‌گوید:

- صورت دراز و کشیده: صبور
افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموماً صبر و تحمل زیادی دارند و توانایی حل مشکلات در آن‌ها بیشتر است. جذابیت و خوش‌ترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر این است که آن‌ها معمولاً کارهای خود را نیمه‌تمام رها نمی‌کنند و عادت به انجام امور به شکل تمام و کمال دارند.

- صورت مربعی: سخت‌کوش
طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سخت‌کوشی برای دستیابی به آرزوها، زیرکی و فعال بودن از ویژگی‌های این افراد محسوب می‌‌شود.


- صورت پهن: دانا و مهربان
این‌گونه اشخاص بردبار و مهربان هستند. معمولًا افراد درس خوانده و روشنفکر به حساب می‌آیند.


- صورت گرد: پرانرژی
این شکل دلالت بر امیدواری، زنده‌دلی و انرژی دارد. این افراد می‌‌توانند اتاقی دلگیر و ساکت را به بمبی از خنده و شادی تبدیل کنند.

بختت بلند باشد
پیشانی شما تابلویی است برای یادآوری طرز فكر شما و نشانه‌ای از چگونگی تصمیمات و تاثیرات آن بر رفتارتان و شاید هم به این دلیل بوده كه پیشانی را اكثر ادیان مكانی برای به خاك گذاشتن انتخاب نموده‌اند.

- پیشانی محدب و بیرون زده: مبتكر
این پیشانی نشان‌دهنده علاقه فرد به استفاده از تخیل و راه‌حل‌های مبتكرانه است، چه در كار و چه در زندگی.
- بالای ابروها روی پیشانی، یك برآمدگی استخوانی باشد: قاطع، منظم
مجری درجه یك قانون از هر نوع كه باشد؛ چه قوانین علمی چه اجتماعی. این فرد برای اطمینان به راه‌حل‌ها نیازمند یك بار امتحان كردن آن‌ها است. در زندگی نیز راحت اطمینان نمی‌كند، اما راحت هم شك نمی‌كند.

- یك برجستگی گوشتی میان ابروها: سختكوش
این برجستگی روی ناحیه اراده روییده است، پس این خصوصیت نشانه سخت كوشی و همت اعلای فرد است، از كودكی تا كهن‌سالی. او را در زندگی و كار جدی بگیرید.

- پیشانی صاف و بدون گره: افكار منظم
این اشخاص عموماً دارای افكاری منظم و قدرت تصمیم‌گیری در زمان حال هستند. ایشان پذیرای عقاید روشن و تازه نیز می‌باشند و نگرش و برخوردی معقول و متعادل دارند.

- پیشانی چروکیده: پریشان
وجود خطوط در سطح پیشانی نشان می‌‌دهد که این افراد به سرعت هیجان‌زده و احساساتی می‌شوند و سریع آشفته و پریشان‌حال می‌‌گردند.

ابرو عین کمونچه
هنگامی كه پیشانی بیانگر افكار است، پس عجیب نیست ابروها كه مرز پیشانی و چشم هستند را سمبل و بیانگر احساسات بدانیم. فاصله زیاد ابروها تا چشم نشانه صبوری و مشكل‌پسندی است و فاصله كم آن نیز نشانه عجول بودن و قدرت تصمیم‌گیری سریع است. این را هم به یاد داشته باشید که معمولاً ابروها قرینه نیستند، حتی در صورت خودتان.

- ابروی بسیار كم‌پشت و كم‌رنگ: اجتماعی
تشخیص اندیشه این فرد مانند ابروانش مشكل است. اما مردم با او خیلی راحت ارتباط برقرار می‌كنند. او بیشتر سعی در شنیدن دارد تا گفتن، پس همصحبت خوبی است.

- ابروهای پیوسته: متفكر و خلاق
پیوستگی ابروها نشانگر این است که فرد دایماً در حال تفکر و اندیشه است و در مواقع رویارویی با مشكل ایده‌های جالبی در سر دارد.

- ابروی دم باریك (در وسط پهن و در انتها نازك): خلاق
کارهای بزرگتان را به این شخص بسپارید زیرا برای آن‌ها راه حل‌های خوبی ارایه می‌دهد. اما هرگز سعی نكنید در اجرا نیز کار را به او بسپارید زیرا او یك طراح و خلاق بزرگ است و ذهن خود را برای كارهای عملی آماده نكرده است.

- ابروی نازک و نخی: دهن‌بین
این افراد معمولًا دارای اعتماد به نفس کمی هستند. خود را بیش از مقداری كه واقعاً تحت نظرند مورد توجه می‌دانند. آن‌قدر نسبت به حرف دیگران حساس هستند که كه دچار وسواس می‌شوند .

- ابروی پرپشت و پهن: دوراندیش
از نظر ذهنی فعال و منبعی برای افكار و عقاید است. این فرد در بیان تفكرات نیز مانند زمان پردازش آنها قدرتمند است.

- ابروی صاف: متفکر
صافی و مستقیمی ابروها نشانگر اندیشه، تفکر و ایده‌گرایی فرد هستند.

- ابروی کمانی: واقع‌گرا
افرادی که دارای ابروهای خمیده و کمانی هستند از حکایت‌ها و داستان‌های واقعی لذت می‌‌برند.

با پلک‌های باز
وقتی می‌خواهید با مردم رابطه برقرار كنید اولین كاری كه لازم است انجام دهید بازكردن پلك‌ها است. پلك بالا كه خیلی هم تحرك دارد نشانه سطح روابط اجتماعی است.

- هنگام باز بودن چشم قسمت زیادی از پلک قابل رویت است: نیازمند صمیمیت
صاحب این پلك‌ها نیازمند واقعی صمیمیت است و اغلب دلشوره دارد، تعهد او در کارها هم از همین خصلت ناشی می‌شود و گاهی به خاطر توجه زیاد، اطرافیان را تحت فشار قرار می‌دهد.

- هنگام بازبودن چشم، قست باریكی از پلك بالا قابل مشاهده است: مستقل
این فرد به علت این كه دارای حد معقولی از صمیمیت است روابطی عادی و خوب دارد. یعنی نه تک‌روی را دوست دارد و نه وابستگی را. برای خودش وقت صرف می‌كند و مراقب آزادی شخصی خویش است.

- هنگام باز بودن چشم، پلك بالا مخفی است: متمركز
این افراد برای پست‌هایی مناسب هستند که كه نیازمند تمركز بالا و كم‌اشتباهی است. این افراد معمولاً محدودیت‌های عاطفی ندارند و حتی به مسائل عاطفی هم اجازه نمی‌دهند تمرکزشان را به هم بزنند.
دماغ نگو، تربچه
رکورد جراحی بینی در دنیا متعلق به ایران است. این عضو مورد توجه، نقش مهمی در صورت دارد و حرف‌های زیادی برای گفتن. از نظر چهره‌شناسی، بینی نشانگر توانایی ما در حفظ مقام، قدرت و نفوذ بین مردم و همچنین بیانگر توانایی و عكس‌العمل ما در برابر پول است.

- بینی بسیار بزرگ: عزم راسخ
در محیط كارش رئیس است، حتی اگر صندلی ریاست نداشته باشد. اگر کارش در خور استعدادش باشد شكوفایی چشمگیری خواهد داشت ولی از انجام كارهای كوچك کراهت دارد.

- بینی خیلی کوچک: ساعی
گفته می‌‌شود اشخاصی که بینی کوچکی دارند، ذاتاً افرادی ضعیف و اغلب غیرقابل‌اتکا هستند و در تصمیم‌هایشان استوار و ثابت‌قدم نیستند.

- بینی بلند و کشیده: مسلط بر كار و محیط
كارها را جدی و منطقی برای بلند مدت برنامه‌ریزی می‌كند و نظریات جدید را در حل مشكلات كشف می كند .

- انحنائی مقعر روی بینی در نیمرخ: احساساتی و نیازمند توجه
از محیط تاثیر زیادی می‌گیرد و اگر شغل یا محل تحصیل مطابق میل او نباشد در انجام وظایفش درمی‌ماند. ضمناً برای كارهایی كه انجام می‌دهد انتظار تشكر و قدردانی دارد.

- برآمدگی روی بینی در نیمرخ: مبتكر
زیبایی‌شناس و از آن بهتر استاد حل مشكلات است. خلاقیت بالایی هم دارد.

- بینی دارای پهنای بسیار زیاد: حامی دوستان و علاقه‌مند دوستی
هم حمایت می‌كند و هم دوست دارد حمایت شود. اگر چیزی داشته باشد با دیگران به اشتراك می‌گذارد.

- یك افتادگی پایین بینی درنیمرخ: تحلیل‌گر
اگر مشكلی بزرگ دارید كه از پس تحلیل آن برنمی‌آیید این شخص را خبر كنید. او استاد تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده است، آن هم بدون درگیر شدن با جزئیات.
نوك بینی و حفره‌های آن، درست مانند شماره حساب بانكی افراد، نشانه سرمایه‌دوستی ویا برعکس، ولخرجی آن‌هاست:

- نوك بینی پهن و گوشتالو: تضمین سرمایه‌گذاری
حداكثر امنیت مالی را می‌خواهد و با پول جدی برخورد می‌كند. در كل به دنبال یک حامی می‌گردد كه علاقه‌اش به پول‌هم به همین دلیل است.

- یك برجستگی گرد در نوك بینی: هنردوست
اگر یك اثر هنری خلق كردید اول به او نشان دهید چون قدر آن را می‌داند.

- بینی لاغر و باریك و پره های كناری آن نازكند: ولخرج
به پول وابستگی ندارد و برای روز مبادا پس‌انداز نمی‌کند.

- یك شیار واضح روی نوك بینی: نگرش عاطفی به دنیا
مدام از خود این سوال را می‌كند كه آیا شغل مورد نظر من پیدا خواهد شد وآیا این شغل مناسب من است؟ در كل دنبال كار است نه پول.

- حفره های بینی گشاد: خلاق و بخشنده
اگر طرحی در سر دارید كه نیازمند اجرایی خلاق است به او بدهید، چراكه با جسارت و خلاقیت آن را انجام می‌دهد. اگر هم چیزی داشته باشد با شما قسمت می‌كند.

- حفره های بینی تنگ و روبه داخل: حسابدار
چنین شخصی اول پول جیبش را می‌شمارد بعد خرج می‌كند یا به بیان بهتر دخل وخرج را با هم تنظیم می‌كند.
زاویه بینی نشانه‌ای برای میزان سنجیدگی رفتار فرد است. این زاویه را می‌توان با خطی كه از پایه بینی یعنی از محل اتصال به صورت شروع شده و در نیمرخ دیده می‌شود تعیین کرد.

- بینی سربالا با نوك گرد: اعمال نسنجیده و سرعت پایین تجزیه وتحلیل اطلاعات
شخصی. خوش‌گذران با اعمالی نسنجیده و مبتنی بر افكار سطحی است. رازدار نیست و به گذشته نگاه نمی‌كند و فقط حال را درنظر دارد.

- بینی سر بالا و نوك‌تیز: كنجكاو و ولخرج
درباره دیگران بیش از حد كنجكاو است و به جزئیات هم زیاد اهمیت می‌دهد. پول برای او حكم چیزی را داردكه باید خرج شود. خود را مقید به رعایت آداب و رسوم ندانسته و با اطرافیان به راحتی برخورد می‌کند. خودش را باور دارد.

- بینی كاملا بدون زاویه: عاقل و مطمئن
بدون این‌كه اقوا یا شیفته شود، اعتماد می‌كند و قابل اعتماد نیز هست.

- بینی با زاویه رو به پایین: حسابگر و شكاك
او به كار دیگران به گونه‌ای می‌نگرد كه گویی خطایی در آن رخ داده. زیادتر از چیزی که لازم است شک می‌کند.

رد پای خنده‌ها
حتماً توی روزنامه‌ها و مجله‌ها چشمتان‌ به آگهی‌هایی كه داروهای ضدچروك صورت را تبلیغ می‌كنند، افتاده است. این داروها قرار است معجزه بکنند و برای شما پوستی بسازند بهتر وتازه‌تر از پوست روز سوم تولدتان. اما واقعاً این چروک‌ها این‌قدر بد هستند؟ یعنی هیچ چیزی برای ما ندارند؟ مارك تواین می‌گفت: «چروك‌های صورت، رد پای خنده‌هاست.»

- یك چاله روی چانه: شوخ و بخشاینده
مشكلات زندگی او را از پا در نمی‌آورد چون آن‌ها را جدی نمی‌گیرد. برعكس، دوستانش را جدی می‌گیرد و همواره آن‌ها را شاد نگه می‌دارد.

- تورفتگی گونه‌ها: سازگار
تورفتگی گونه به خصوص در موقع خندیدن، علاوه بر جذابیت و زیبایی، دلیلی بر خوش‌مشربی و سازگاری فرد می‌‌باشد.

- خط‌های عمودی كوچك میان ابروها: وجدان كاری
در زندگی شخصی و كاری تمركز را حاكم كرده و نسبت به خود سخت‌گیر است. حتی در سخت‌ترین شرایط، دقت خود را برای انجام كار حفظ می‌كند.

- خطوط گوشه دهان که به طرف چانه پایین آمده‌اند: دلسوز
این فرد به علت شكست‌ها و سختی‌های زندگی، به یک همدرد عالی و دلسوز واقعی تبدیل شده است. از دست دادن عزیزان و مشكلات كاری می‌تواند این خطوط را به یك‌باره ایجاد كند.

- خطوط عمودی در اطراف لب: غلبه غالب برمشكلات
این خطوط گواهی مبارزات طولانی وسخت در برابر مصائب زندگی است. او در تمام زندگی از نیروی درونی خود كمك می‌گیرد كه شاید خودش نیز از آن خبر نداشته باشد اما اكنون مانند سدی در برابر مشكلات محکم شده.

- چانه فشرده و لایه لایه: روحیه آهنین در زندگی
از زندگی انتظار رویایی ندارد و برای بدترین روزها آماده است. سرسخت و یک‌دنده است و از مشکلات فرار نمی‌کند.

- چانه برآمده: از خود راضی
این‌گونه افراد، اشخاصی خودستا هستند و تصور می‌کنند هیچ چیزی جز خود آنها اهمیت ندارد و جز خودشان حرف کس دیگری را قبول ندارند و خود را عقل کل می‌‌دانند.

- قب‌قب زیر چانه: پرحرف و خوش برخورد
حرف کم نمی آورد و اگر سکوت کنند احتمالا دارند به یک گفتگوی جدید فکر می‌کنند. به راحتی ارتباط برقرار می‌کنند و برخورد خوبی دارند.
دماغ و دهن، یه گردو
جز این‌ها که گفتیم، باقی اجزای صورت هم می‌توانند به شناخت خصوصیات روحی صاحب چهره کم کنند.

- لب قلوه‌ای: بخشنده و خودنما
لب‌های قلوه‌ای، نشانه بخشش و گشاده‌دستی هستند. معمولا این‌گونه افراد تمایل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.

- لب بالایی نازک، لب پایین قلوه‌ای: قدرت توجیه
نشانه این است که فردی متقاعدکننده و مجاب‌کننده می‌‌باشد.

- لب نازک: توی خود
نازک بودن لب بیانگر خویشتن‌گرایی ذاتی در اشخاص است.

- گوش کوچک: احساس خطر
کوچکی گوش نشانه تزلزل و احساس ناامنی در افراد است، هرچند این‌گونه افراد می‌‌دانند که چه می‌‌خواهند و معمولاً سخت‌ کوش و کاری هستند.

- گوش بزرگ و دراز: جوشی
این قبیل افراد معمولا انعطاف‌پذیر نیستند و به سختی آرام و بی‌خیال می‌شوند.

- گوش پرمو: وسواسی
افرادی که دارای گوش‌هایی پرمو هستند معمولًا وسواسی و نکته‌بین بوده و وقت زیادی را برای چیزهای بی اهمیت تلف می‌کنند.

- فک چهارگوش: سرسخت
افراد با فک مربعی انسان‌های تسخیرناپذیر و سرکش هستند. آنها توانایی تبدیل رویاهایشان به واقعیت را دارند.
خب حالا که دیدید، یک وجب صورت چقدر حرف و حدیث و راز دارد، به جواب سؤال اول مقاله دوباره فکر کنید. صورت شما، صورت خود شما است. یک جور شناسنامه. باز هم از آن ناراضی هستید و می‌خواهید آن را عوض کنید؟ به قول شکسپیر «خداوند به شما یک چهره اعطا کرده و شما میخواهید چهره دیگری برای خود بسازید»؟!
اشتباه اتللو
جایی در پایان داستان اتللو، اثر معروف شکسپیر، اتللو همسر خود دزدمونا را به عشق به مرد دیگری متهم می‌کند و او را می‌کشد. اما دزدمونا واقعاً خیانتکار نبوده است. پس چرا اتللو اشتباه می‌کند؟
به این آخرین گفتگوی اتللو و دزدمونا دقت کنید. اتللو به همسرش می‌گوید اعتراف کند، چون می‌خواهد او را به خاطر خیانتش بکشد. دزدمونا جواب می‌دهد که کاسیو، همان مردی که متهم به داشتن رابطه با او است، بر بی‌گناهی او شهادت خواهد داد. اتللو میگوید کاسیو را کشته. دزدمونا می‌فهمد که دیگر نخواهد توانست بی‌گناهی خود را ثابت کند و اتللو او را خواهد کشت. پس می‌گوید: « دریغ، به او خیانت شد، و من تباه شدم!» اتللو: «دور شو، بدکار! در مقابل چهره من به خاطر او اشک می‌ریزی؟» دزدمونا: «آه، سرورم! مرا از خویش بران، اما مکُش!» اتللو: «خاموش شو، بدکار!»
از این صحنه چه می‌فهمیم؟ اشتباه اتللو چه بود؟ اتللو ناراحتی و ترس را در چهره دزدمونا به درستی تشخیص داده بود. اشتباه او آن بود که فکر می‌کرد ناراحتی دزدمونا به خاطر مرگ کاسیو و ترس او، ترس همسر بدکاری است که خیانتش آشکار شده است. او دزدمونا را کشت بدون این‌که فکر کند حالات چهره او مربوط به حس ترس و ناراحتی زن بی‌گناهی است که می‌داند همسر بسیار حسودش می‌خواهد او را بکشد واو نمی‌تواند بی‌گناهی خود را ثابت کند.

پلکم دارد می‌خارد
در عقاید عامه، پیش‌بینی‌هایی هم در مورد اجزای صورت وجود دارد:
پیشانی بلند علامت اقبال و دولت است.
قوز روی دماغ خوش‌شانسی می‌آورد.
بینی که بخارد، به مهمانی خواهی رفت.
چشم که تیر بکشد، مهمان خواهد آمد.
سق (سقف دهان) اگر سیاه باشد، نفرین گیرا است.
کسی زبانش را گاز بگیرد، معلوم است جایی دارند غیبتش را می‌کنند.
پلک چشم چپ بپرد، نشانه خبر خوش است وپریدن پلک راست، نشانه غم و غصه.
مژه افتاده را اگر درست حدس بزنی که مال کدام چشم است، آرزویت برآورده می‌شود.

از کجا معلوم؟
جز چهره‌خوانی، علم‌ها یا به عبارت درست‌تر شبه علم‌های متعددی در ارتباط با چهره در طول تاریخ به وجود آمده، که امروزه (جز چهره‌خوانی) تمامشان از نظر علمی رد شده‌اند. با این حال وجود چنین تفکراتی نشان می‌دهد که به هرحال یک خط ارتباطی بین چهره و فرد، وجود دارد که این‌قدر همه به دنبال کشفش بوده‌اند.
جمجمه‌خوانی (Phrenology) نظریه‌ای است که می‌گوید شخصیت، امیال و احساسات افراد را می‌شود از روی شکل جمجمه آن‌ها تشخیص داد. بیشتر، پستی و بلندی‌های سر مورد توجه جمجمه‌خوان‌ها است. این افراد ادعا دارند که بزهکار بودن یا نبودن اشخاص را هم می‌توان از قرائن روی جمجمه ایشان دید. ایده جمجمه‌خوانی در سال 1800 پیدا شد و در قرن نوزدهم گاهی برای تحقیقات پلیسی هم از آن استفاده می‌شد.
پیشانی‌خوانی (Metoposcopy) دانش پی بردن به سیرت و درون آدم‌ها از روی خطوط پیشانی است. بیشتر با فالگیری ارتباط دارد تا علم، و در قرن شانزدهم خیلی طرفدار داشت.
حس‌خوانی (Pathognomy) به بررسی و مطالعه احساسات درونی و بازتاب‌ این احساسات در ظاهر فرد، مثلآ در حرف زدن یا حرکات بدن کار دارد. حس‌خوان‌ها سعی می‌کنند از روی حرکات و سکنات افراد به احساسات درونی آن لحظه فرد پی ببرند.
شخص‌شناسی (Personology) شکل نو علم چهره‌خوانی است که در اوایل قرن بیستم ارایه شد. پیسنهاددهندگان این روش مدعی بودند می‌شود بین شکل ظاهری چهره و بدن افراد و رفتار و منش آن‌ها ارتباط و پیوندی پیدا کرد.
منش‌شناسی (Characterology) از روش‌های تشخیص شخصیت است که در دهه 1920 ساخته شد. و ترکیبی است از روش‌های چهره‌شناسی، جمجمه‌خوانی و حس‌خوانی با دانش‌های نژادشناسی، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی.

 

سه کار ممنوعه برای موهای دختران


سه کار ممنوعه برای موهای دختران

آیا در آرزوی داشتن موهایی زیبا و شفاف هستید ؟ با کمی مراقبت و مواظبت به سادگی می توانید به آرزوی خود برسید . شما با انجام این سه کار ممنوعه ناخواسته به موهایتان آسیب جبران ناپذیری را وارد می کنید...
اشتباه شماره یک :
هیچ گاه شامپوهای معمولی را با ویتامینه در یک رتبه قرار ندهید و از هر دو آنها استفاده کنید .
شامپو و ویتامینه های هر کدام کار جدا گانه ای را انجام می دهند زیرا ساخته شده از مواد مختلفی هستند .
استفاده از محصولاتی که مختص به مراقبت های مو هستند یا ویتامینه کردن مو باید هفته ای یک بار انجام شود .
ویتامینه های مو متفاوت هستند :
بعضی از ویتامینه ها در حمام به مو ماساژ داده می شوند و قبل خروج از حمام مو را آب کشی می کنند .
نوع دیگری از ویتامینه ها هستند که بعد از خروج از حمام بر روی موهای خیس استعمال می شوند .
استفاده از ویتامینه ها و مراقبت ها با شامپو متفاوت است . اگر خواهان موهایی زیبا و شفاف هستید باید موهایتان را با ویتامینه ها تغذیه کنید زیرا مواد مورد نیاز مو تنها از طریق تغذیه و خوردن مواد غذایی به دست نمی آید .
اگر به برچسب شامپوها دقت کرده باشید، روی آنها نوشته شده مخصوص موهای چرب، خشک، معمولی یا موهای آسیب دیده و رنگ شده. این ویژگی ها را براساس ترکیبی از سورفاکتانت ها و مواد نرم کننده، به دست می آورند و بهتر است هر فرد براساس نوع مویش شامپوهای مخصوص آن مو را انتخاب نماید؛
هیچ گاه از شامپو بچه ها برای شستن موهایتان استفاده نکنید زیرا این شامپوها قدرت تمیز کردن موهای بزرگسالان را ندارند .
استفاده از نرم کننده ها برای موی خشک و رنگ شده، فر شده یا آسیب دیده بسیار ضروری است .
موهایتان را هرگز با صابون شست و شو ندهید زیرا اگر مو با صابون شستشو داده شود، یک لایه ناخوشایند روی مو ایجاد شده و ظاهری بی جان و بی روح را بر جای می گذارد .
اما مواد حالت دهنده و پاک کننده، مو و کف سر را تمیز می کنند و باعث شانه شدن راحت تر موهای خیس و افزایش حجم آن بدون ایجاد الکتریسیته ساکن در زمان خشک شدن می شوند .
تعدادی از شامپوها حاوی پانتول می باشند که در رشد و افزایش رطوبت مو ارزشمند است. گاه عصاره های گیاهی مانند گزنه، آلوئه ورا، رزماری (اکلیل کوهی)، نعناع، فلفل، رازیانه، بابونه، سدر، روغن بادام، کاندولا، روغن زیتون، جوجوبا، مریم گلی، برنج، گندم، عصاره انار و زعفران نیز به شامپوها اضافه می شوند .
اشتباه شماره دو :
نحوه ی صحیح آب کشی مو :
شامپو نباید وارد چشم شود (حتی شامپوهای ملایمی که باعث سوزش چشم نمی شود) و باید به طور کامل از روی سر شسته شود؛ زیرا باقی ماندن شامپو حتی به مقدار کم روی سر باعث التهاب پوستی می شود. به همین دلیل بهتر است بعد از شستن موها را به مدت سه یا چهار دقیقه آبکشی کنیم .
بسیاری از افراد هنگام آبکشی ، آنقدر با شدت موهایشان را با دست ماساژ می دهند که دچار ریزش می شوند و یا اینکه در اثر شدت چنگ زدن ، پوسته سرشان بلند می شود و به پوسته مو دچار می شوند
اشتباه شماره سه :
موهایتان را با حرارت مستقیم و داغ بیش از حد خشک نکنید :
اگر شما عادت به سشوار کشیدن موهایتان دارید هیچ گاه موهایتان را در زمانی که کاملا خشک هستند سشوار نکنید . توصیه می شود در ابتدا کمی موهایتان را مرطوب کنید و بعد سشوار بکشید زیرا در صورتی که موهایتان کاملا خشک باشد و سشوار کنید موهایتان دچار آسیب جدی می شوند .
اگر بعد از حمام عادت به خشک کردن موهایتان با سشوار دارید توصیه می کنیم هرگز با حرارت مستقیم انجام نشود .
آیا می دانید موها هم دارای سنی می باشند :
شما باید هر ماه به اندازه یک سانت از موهایتان را کوتاه کنید و هر سه سال یک بار موهایتان را به اندازه ی قابل توجهی کوتاه نمائید تا رشد و زیبایی موهایتان با افزایش سن کاهش پیدا نکند .

 

مشکلات زن و شوهر های ناشی

مشکلات زن و شوهر های ناشی

حجت الاسلام شهاب مرادی برای زوجهای جوان چهره‌ای آشناست. روحانی که با رویکردی متفاوت به مشکلات خانواده‌های نوپا می پردازد.

* طلاق یکی از دغدغه‌های اصلی این سالهاست، می خواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاده که در فاصله زمانی سالهای 75 تا 85 نرخ طلاق دو برابر شده است؟

- افزایش برخی آمارها نگران کننده است. نرخ طلاق در سال گذشته 2.9 دهم درصد افزایش داشته است این در حالی است که نرخ ازدواج تنها 2دهم درصد رشد داشته است. نسبت ازدواج به طلاق 6 به یک است یعنی از هر 6 ازدواج یکی به طلاق ختم می شود. حالا باید دید از این تعداد چقدر دچار طلاق عاطفی هستند؟ چند در صد گرم زندگی می کنند و زندگی با نشاطی دارند؟ و کودکانشان بی آنکه نگرانی جدایی مادر و پدرهایشان را داشته باشند به خواب می روند.

این ها نگرانی های جدی ما است. مسائل زیادی بر گرمی کانون خانوادگی تاثیر می گذارد مثل مسائل سیاسی. بد اخلاقی های سیاسی و اجتماعی نقش زیادی بر روابط خانوادگی دارد. باید برای این موضوعات فکری کرد. طلاق یک مسئله است. مسئله ای که منشا فشار روانی و استرس است و تبعات سختی به دنبال خود دارد. خصوصا مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امری جدی است، هرچند این بدان معنی نیست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق یپیچیده تر است.

خانواده ای که دخترشان در 19 سالگی به خانه بخت رفته و 6 ماه بعد طلاق گرفته است تحت فشار روانی قابل توجهی است، حتی خواهر و بردارهای این افراد هم تحت فشار هستند. سال گذشته 137 هزار خانم طلاق گرفته اند یعنی 137 هزار آقا،137 هزار خانواده و اگر بچه داشته باشند به تعداد آنها خانواده های درگیر این مسئله شده اند. سبک زندگی شان دوباره تغییر می کند.
مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امری جدی است، هرچند این بدان معنی نیست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق یپیچیده تر است.

* دلیل افزایش این جدایی ها چیست؟

- بسیاری از طلاق ها قبل از انتخاب همسر قابل پیش بینی است یعنی ما می توانیم تشخیص دهیم این دختر و پسر اگر ازدواج کنند ازدواج موفقی ندارند. یکی از خردمندانه ترین راه ها این است که بچه های ما انتخاب همسر را یاد بگیرند. انتخاب درست همسر هم ملزوماتی دارد.

* واین ملزومات چیست؟

ــ آنها باید هیجاناتشان را بشناسند که نمی شناسند. باید روش مدیریت هیجاناتشان را بلد باشند که بلد نیستند. بزرگ ترهایشان نیز بلد نیستند. جوانهای ما قبل و بعد از ازدواج باید مهارت های یک زندگی سالم را یاد بگیرند.

* به نظر می سد در رابطه با این آموزش ها به شدت مشکل داریم؟

- دقیقا، اشکال در نظام آموزشی است. بچه ها برای چه به مدرسه می روند؟ اصلا آموزش و پرورش برای چیست؟ پدر و مادر بچه را می فرستند مدرسه، هزینه می کنند یا دولت هزینه اش را می دهد که این بچه برود دیپلم بگیرد و بعد برود دانشگاه که چه بشود هدفش چیست. اینکه تنها یکسری محفوظات یاد بگیرد. می روند مدرسه که دین و اخلاقشان، روح و روانشان سالم تر شود، ای بسا که آسیب هم می بینند. هدف آموزش چیست؟ انگار در آموزش یک هدف جدی داریم و آن رسیدن به شغل استنه زندگی بهتر.

* خانواده چقدر در این آموزش نقش دارد؟

- باید نقش داشته باشد اما ندارد چون خانواده خودش نیاموخته و نمی تواند آموزش بدهد. اغلب خانواده ها سواد کافی در خصوص مسائل دینی و تربیتی ندارند .اگر هم بلد باشند یا مرعوب نسل بعد هستند و یا با منطق کنار رفتن پرده حیا و به عبارت مصطلح تر "پرروشدن بچه ها" از آموزش منصرف می شوند.

انتخاب همسر به یک مجموعه ای از مهارتها نیازدارد به طور مثال فرد قبل از انتخاب همسر باید بدبین باشد. وقتی انتخاب همسر انجام شد. تعامل و تفاهم . بعداز عروسی باید کاملا خوش بینی حاکم باشد.

* برای انتخاب درست باید چه نکاتی را مد نظر قرار داد؟

- انتخاب همسر به یک مجموعه ای از مهارتها نیازدارد به طور مثال فرد قبل از انتخاب همسر باید بدبین باشد. وقتی انتخاب همسر انجام شد. تعامل و تفاهم . بعداز عروسی باید کاملا خوش بینی حاکم باشد. خودخواهی برود، فداکاری جایگزین آن شود. زیرا توجه به مسائل "خودم" جایش قبل از ازدواج است. بچه ها قبل از انتخاب همسر کاملا ایثارگر هستند اما بعد از انتخاب همسر می پرسند پس خودم چی؟

* مهارتهایی که می گویید زن و مرد باید در حین زندگی بدانند کدامند؟

ــ مثال می زنم ،خانمی به اشتباه به همسرش شک می کند. مثلا نام "آقای"فرزانه را در تلفن همراه او می بیند، می رود در تمام فامیل این موضوع را پر می کند. بعد متوجه می شود این یک شوخی از سوی شوهرش برای یکی از همکارانش است. حالا همه فامیل این موضوع را می دانند و در هر فرصتی از او می پرسند کی از شوهرت جدا می شوی و او نیز برای آن که آبرو شوهرش بازگردد مجبور است موضوع را برای همه توضیح دهد. این بر می گردد به نداشتن مهارت در حل مشکلات. ما باید مهارت زندگی مشترک را بلد باشیم. اما نکته اصلی این است که این مهارت باید در کجا فرا گرفته شود. چه موقع در مدارس به ما کار گروهی یاد داده اند، مثلا گفته اند با هم انشا بنویسیم.

دقت کنید ما در ورزشهای تیمی ضعیف هستیم . سالهای سال است ما نتوانسته ایم کار حزبی کنیم. اگر امروز در کشور تمام آدم های سیاسی در مورد اصول قانون اساسی با هم همدل باشند واقعا شرایط ما در داخل و خارج همین گونه می ماند. همه ما در یک سیستم کار یاد گرفته ایم .همه ما لجبازی را بهتر از رفاقت یاد گرفته ایم. مردم نفرین را بهتر بلد هستند یا دعای در حق همدیگر را؟ بیشتر بلدند حرف هایی بزنند که همدیگر را آرام کنند یا حرفی بزنند که جگرش هم را آتش بزنند؟. در جمع بچه مدرسه ای ها بچه ها بیشتر همدیگر را کنف می کنند یا همدیگر را تشویق می کنند؟. ما چون کار گروهی را بلد نیستیم بعد از ازدواج می گوییم ما یکی شدیم نه این اشتباه است. شما یکی نشده اید. شما دو نفر هستید که یک خانواده را تشکیل داده اید که این خانواده هویت دارد.

اسلام یک میزان مشخص و ثابت برای روابط معین نمی کند. یک جا می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش حتی به اندازه یک سلام، در جای دیگر می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش به اندازه نوشیدن یک لیوان آب، یعنی می گوید قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کیفیتش می شود کم و زیاد شود ولی نباید قطع شود.

* به جز این دلایل، یکی از مواردی که سبب ایجاد اختلاف میان زوجهای جوان می شود، دخالت والدین یا دخالت دوستان و اطرافیان است، در این خصوص چه راهکاری را باید در نظر گرفت؟

- اولین ضرورت خانواده نوپا درک استقلال است یعنی بدانند خودشان یک خانواده هستند، مثل خانواده پدر و مادر همسرشان، چه طور آنها را مستقل می دانند این احساس استقلال را در خودشان هم داشته باشند. دوم این که مناسبات و ارتباطاتشان را با سایر خانواده ها تنظیم کنند. تنظیم نوع رابطه با دیگران بسیار مهم است.

ببینید اسلام یک میزان مشخص و ثابت برای روابط معین نمی کند. یک جا می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش حتی به اندازه یک سلام، در جای دیگر می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش به اندازه نوشیدن یک لیوان آب، یعنی می گوید قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کیفیتش می شود کم و زیاد شود ولی نباید قطع شود.

نکته بعد این است که همه انسان ها می بایست ارتباط خودشان را با خانواده اصلی شان که در آن نقش فرزند را دارند حفظ کنند و حقوق واجبی که در قبال پدر و مادر و برادر و خواهرشان به عهده دارند را انجام دهند. این وظیفه است، یعنی باید به عنوان خانواده نوپا یک مناسباتی را با خانواده های اصلی شان داشته باشند و زن و شوهر جوان تمرین کنند تا مناسبات خانواده نوپا را با خانواده همسرشان تنظیم کنند یعنی کمک همسرمان باشیم درنیکی به والدینش.اما باید دقت کرد که همه اینها با حفظ استقلال خانواده باشد. یعنی وقتی خانواده ما کاری را برای خانواده خودش یا خانواده همسرش انجام می دهد یک خانواده مستقل این کار را انجام داده نه پسر برای پدرش یا دختر برای والدینش. این مطلب جای خودش بحث دارد و می بایست در این خصوص خیلی مهارت ها و خیلی آموزه ها آموزش داده شود.

* بهترین زمان برای ورود بچه ها به زندگی زناشویی، چه زمانی است؟

ــ بهتر است بگویم مدیریت زمان بچه دار شدن. این موضوع تحت تاثیر باورهای گوناگونی است که در خانواده ها شکل گرفته است. مثلاً باور اینکه فرزند مزاحم خوشی و تفریح زوج است و یا اینکه فرزند ما را به ادامه زندگی مجبور می کند و ما شاید بخواهیم از هم جدا شویم و یا ...شاید به جای اینکه ما به افراد تقویم بدهیم، بهتر است باورهایشان را اصلاح کنیم که بچه موجب برکت در زندگی شماست. رسول خدا به بچه های شما مباهات می کنند و اینکه فرزند، مزه زندگی را شیرین تر و مفهوم خانواده را بهترمی کند. مفاهیمی از این دست باید به باور تبدیل شود و وقتی به باور تبدیل شد در کنار برخی مهارتها و آموزه ها قرار بگیرد. مثلاً علوم پزشکی می گوید که بارداری بالای 35 سال ریسک بالایی دارد. این یک آموزه است که اگراین مطلب را لحاظ کنند بعد خودشان می توانند برنامه ریزی و زمان بندی کنند.

 

ذهنتان را از افکار منفی پاک کنید

ذهنتان را از افکار منفی پاک کنید

در یکی از افسانه‌های قدیمی شمال اروپا چنین آمده که " افکار و خاطرات، دو موجودی هستند که می‌توانند سرنوشت هر انسانی را تحت کنترل خود بگیرند."

تاریخچه زندگی هر یک از ما، برایمان کتابخانه یا مجموعه‌ای را فراهم کرده که آن را خاطرات می‌نامیم.

خاطرات ، چه آنچه به‌وضوح در خاطر ما نقش بسته و چه آنهایی که در پس پرده فراموشی موقت نهان شده، در زندگی روزمره و رفتار هرکسی می‌تواند نقشی سازنده یا مخرب داشته باشد. اگر احساس می‌کنید که اعتمادبه‌نفس کافی ندارید و فاقد انگیزه کافی برای انجام خواسته‌هایتان هستید ، بی‌گمان خاطرات شما در این وضعیت نقش مؤثری ایفا می‌کند.این صداها ممکن است برآمده از ضمیر ناخود‌آگاه شما باشند و شما از وجود آنها آگاه نباشید، مگر اینکه در گذشته دقیق شوید.

هنگامی که این حس به شما دست می‌دهد که به اندازه کافی کاری را خوب انجام نمی‌دهید و یا اینکه فکر می‌کنید از نظر شخصیتی دچار ضعف هستید ، کمی تعمق کنید و ببینید آیا در گذشته یا هنگام کودکی‌تان، کسی چون والدین، پدربزرگ یا مادر‌بزرگ و یا حتی فرزند بزرگ‌تر خانواده جمله‌ای منفی درباره شما به زبان آورده‌اند که در خاطر شما نقش بسته است؟

ممکن است این گفته تنها یک کلام فی‌البداهه بوده که آن شخص بدون منظور به زبان آورده ولی در آن لحظه به اندازه‌ای روی شما اثر گذاشته که در ذهن شما نقش بسته است. گوینده چنین کلماتی هر کس می‌تواند باشد؛ پدر و مادر یا نزدیکان شما در گذشته، همسر یا دوستان فعلی یا حتی خود شما!

اینکه چه کسی به زبان آورده مهم نیست، مهم این است که شما آنها را به خاطر سپرده‌اید و اگر آنها را از بین نبرید و فراموش نکنید، آنها شما را از بین خواهند برد؛ یعنی اینکه هر زمان که شما کوشش می‌کنید تا برای بهبود وضعیت درسی، شغلی و به‌طور کل وضعیت زندگی‌تان، تلاش مثبتی را آغاز کنید، با هجوم به ذهنتان، افکار منفی جایگزین برنامه‌هایی که در ذهن دارید، می‌شوند و از انجام کار، منصرف می‌شوید.

در یکی از افسانه‌های قدیمی شمال اروپا چنین آمده که " افکار و خاطرات، دو موجودی هستند که می‌توانند سرنوشت هر انسانی را تحت کنترل خود بگیرند." هنگامی که خاطرات قدیمی روی انسان اثر منفی می‌گذارد، تنها افکار مثبت فرد به او کمک می‌کند. این خاطرات همچون صفحه خراب گرامافون، کلمات و عبارات منفی را مدام در ذهن تکرار می‌کنند تا آنکه در افکار شما جا بگیرند و نهادینه شوند و کم‌کم به‌صورت عادت درآیند.

 اما شما می‌توانید آنها را با جایگزین کردن افکار مثبت از ذهن خود پاک و یا اینکه بی‌اثر کنید. این فرضیه راحت است اما عمل به آن کمی مشکل است. فقط باید از ته دل خواستار آن باشید و ابتدا باید آن کلمات، افکار و خاطرات را به یاد بیاورید و همه را بنویسید. این زمان می‌توانید جمله‌ها و کلمه‌های متعادل‌کننده را بیابید.

به‌طور مثال اگر در ذهن شما این جمله نقش بسته که «تو باهوش و زرنگ نیستی!» می‌توانید با این جمله آن را خنثی کنید: «من برای تمام کارهایی که می‌خواهم انجام دهم به اندازه کافی زرنگ و باهوشم». پس از نوشتن اینگونه جملات، آنها را روی میز کار و یا در هر جای خانه که می‌خواهید قرار دهید. هنگامی که خاطره‌ای که بار منفی دارد، به ذهن شما هجوم می‌آورد، کمی تامل کنید نفس عمیقی بکشید و کلام مثبت و خنثی‌کننده آن را با «حقیقت این است که...» به‌خود بگویید.

با این کار، شما آن خاطره یا گفته قدیمی را طور دیگر و متعادل‌تر در ذهن خود جای می‌دهید. هرچه هست باید باور کرد که شمای امروز با شمای دیروز خود بسیار فرق دارید و توانایی‌های کسب شده در گذر زمان شما را تواناتر و مقاوم‌تر کرده است. پس برای بهبود شرایط زندگی خود خاطرات قدیمی را فراموش، کمرنگ یا متعادل کنید. 

 

بیست و یک قانون جالب رفتار با همسر


بیست و یک قانون جالب رفتار با همسر

قانون اول :
با همسر خود موافقت کنید . با عیال خود موافقت کنید . اما کار خود را انجام دهید و اگر با عکس العمل او مواجه شدید اظهار تاسف کنید . 90 % اوقات به یاد نخواهد آورد که چه قراری با هم گذاشته بودید ، یا سر چه چیز با هم توافق کرده بودید . اداره کردن همسر و خوشبخت کردن او علم نیست ، بلکه یک هنر است. اگر این قضیه توجیه علمی داشت ، باید مردان ثروتمند همیشه خوشبخت بودند ، در حالیکه قضیه درست برعکس است . این یکی از واقعیت های زندگی زناشویی است . ((عزیزم ، امروز چه کاری می توانم برایت انجام دهم ؟ هر صبح از عیال خود کسب تکلیف کنید و از او بپرسید چه کاری می توانید برایش انجام دهید ! ))

قانون دوم :
در درجه نخست کاری که او می گوید انجام دهید . این کار ساده ای است از عقل سلیم خود کمک بگیرید . برای عیال شما کدام مهمتر است ، حرفه شما و فروختن یک نوع کالای تجاری یا ملاقات با معلم دخترتان در مدرسه ؟ مقایسه این دو کار مثل مقایسه پشه و ببر است . در حکایتی مردی با تفنگ به شکار ببر می رود . پس طی مسافت طولانی به ببر می رسد ، می خواهد نشانه گیری کند و ببر را شکار کند ، ولی پشه ها مزاحم او می شوند . چاره چیست ؟ تا پشه ها را از خود دور نکند نمی تواند ببر را شکار کند . پس این درسی آموزنده است ، اول افراد نزدیک به خود را راضی کن یعنی افراد محیط منزل ، بعد از آن نوبت به کارهای بیرون از خانه یا تجارت می رسد . رضایت دختر شما و دیدن لبخند او از فروش کالای تجاری ارزش بیشتری دارد . (( وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید . وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید ! ))

قانون سوم :
آیا می توانید کاری کنید که زنتان 60% اوقات خوشحال باشد ؟ از روی تجربه به من ثابت شده که شوهرها به دوسته اند : شوهران ازنوع گانش جی و از نوع گوبارگانش . شوهرانی که از نوع دسته اول هستند افکار بزرگی در کله بزرگ خود دارند . گوش های بزرگی دارند که بیشتر حرف گوش کنند . دهان کوچکی دارند تا کمتر حرف بزنند . چشم های ریزی دارند که بهتر تمرکز کنند . این دسته شوهران در مقابل کمترین لطف و مرحمت اظهار تشکر می کنند . صداقت دارند و در صحبت های خود کلمات دلنشینی به کار می برند . در سختی ها صبر و حوصله بسیار نشان می دهند . افرادی که فاقد این مشخصات بوده یا فقط بعضی از این معیارها را دارند از نوع شوهران گوبارگانش هستند ، پس چه بهتر این عادت پسندیده را تمرین و در خود تقویت کنیم . (( به قول معروف جلو ضرر را از هر جا بگیری منفعت است.)) (( همیشه بین من و همسرم تفاهم کامل وجود دارد . هر گاه بین من و او اختلافی پیش بیاید ، او راه خود را در پیش می گیرد ، و من راه او را . )) اگر فرض کنید شما مدت 75 سال عمر می کنید حال ده سال کمتر یا بیشتر و اگر فرض کنیم که در سن 25 سالگی ازدواج کنید انتظار می رود مدت 50 سال با ده سال کم و زیاد با زن خود زندگی کنید . قصد دارم نتیجه تحقیقات و تجربه خود را در اختیار شما بگذارم . در این مدت 50 سال که زندگی زناشویی دارید ، همسر خود را خوشبخت کنید ، و از او یک شریک زندگی مطلوب بسازید .

قانون چهارم :
فکر این که زن شما در کنار شما خوشبخت باشد ، فکر بکری می تواند باشد . شوخی نیست رفیق ! پنجاه سال تمام ، و این زمان کمی نیست. پس بهتر است یاد بگیری که همسرت از تو راضی باشد و در این صورت تو نیز در کنار او خوشبخت خواهی بود . این اصل شماره یک است . یک شاعر حماسی هندی در اشعار خود درباره زندگی خانوادگی پند و اندرزهای فراوانی بیان کرده است ، یکی از پندها این است که انسان باید به پندهای حقیقی اعتقاد داشته باشد ، در غیر این صورت از تجربه های گرانبهای دیگران نفعی نخواهد برد . شنیدن و عمل کردن به نصایح بزرگان می تواند در بسیاری از امور زندگی گره گشا باشد . این شاعر حماسی در یکی از داستانهایش رنج ها و دردهای شوهری را به تصویر می کشد که برای بر آوردن خواسته های همسرش با چه مصیبت ها و دشواری های بزرگی روبرو می شود هفت خان پر زحمت و پر درد را پشت سربگذارد و سرانجام به خوشبختی موعود دست می یابد . (( زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند ، بنابراین به آنها فرصت کافی بدهید تا آمادگی لازم را پیدا کنند . آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است . )) بدیهی است که این گونه قهرمانان حماسی مردان بزرگ و اسطوره ای زمان خود بودند که می توانستند بر بسیاری از مسائل زندگی غلبه کنند . ما شجاعت و جسارت این گونه افراد را تحسین می کنیم و در مقام مقایسه خود را از آنها کوچکتر می شماریم ، ولی مسلم این است که می توانیم از اشتباهات و خطاهای گذشتگان و نیاکان خود پند و عبرت بگیریم . اصل شماره دو است . شوهران بسیاری هستند که می پندارند خوشبخت کردن همسر امکان ناپذیر است . می گویند : ((شاید بتوان در سه سال اول عمر زناشویی زن ها را خوشبخت کرد و شاید هم در آخر زندگی زناشویی ، در دوران بازنشستگی بتوان موجبات خوشبختی زنان را فراهم آورد . ولی خوشبخت کردن همسر در طول عمر غیر ممکن است . )) یک راه حل ساده و آسان وجود دارد که به نظر عملی می رسد و آن قول حکیمی است که گفته است : (( همیشه بین من و همسرم تفاهم کامل وجود دارد . هر گاه بین من و او اختلافی پیش بیاید ، او راه خود را در پیش می گیرد ، و من راه او را . )) چو خوانم روز را گوید شب است این بگو آری همین ماه است و پروین خلاف رای خانم رای جستن به خون خویش باشد دست شستن گفته این حکیم حکایت (( هنری فورد )) را در ذهنم تداعی می کند که از این قرار است : هنری فورد در اواخر عمر خود پس از مرگ پسرش ادسال ، مایل بود که اداره شرکت بزرگش را به رئیسی دیگر بسپارد . همسرش کلافورد ، با این تصمیم مخالفت کرد و تهدید کرد که در این صورت فورد را ترک می کند و به خانه پدرش خواهد رفت . تهدید کارگر افتاد . آقای فورد مجبور شد اداره شرکت را به عهده نوه اش که بسیار جوان بود بسپارد . تا آن موقع سنت بود که شرکت ها با مغز مردان پخته و با تجربه اداره شوند در حالی که آقای فورد برای رضایت زنش مجبور شد سنت را زیر پا بگذارد و جوانی خام و نپخته را بر مصدر کارها بنشاند . شما را نمی دانم اما خودم دوست ندارم همسرم کسلم کند ، یا دوست ندارم هر روز ، وقت وارد شدن به خانه با لبخند به استقبالم بیاید ، یا دوست ندارم وقتی برایش لباس می خرم از من قدرانی کند ، حال چه از لباس خوشش بیاید یا نیاید .

قانون پنجم :
آیا می دانید در آمریکا رستوران هایی است که بروی آنها نوشته اند : (( صبحانه خانوادگی )) غذای این رستوران ها اغلب نان برشته سوخته و قهوه ای است که دور فنجان و در سینی ریخته است و این رستوران ها پیشخدمت هایی دارند که غرولند می کنند . دلیل این رستوران ها این است که تحقیقات نشان داده که شوهرانی که در سفر هستند ، پس از مدتی دلشان برای عیال و خوراک خانوادگی لک می زند و به یاد دست پخت همسر خود می افتند ، پس هر روز تلاش می کنم که زنم را خوشبخت کنم و یقین دارم که تلاش بیشتر مردها در همین زمینه است . این اصل شماره 3 می باشد . بعضی از زن ها و شوهرها شاد و خوشبختند ولی خود را غمگین نشان می دهند . گر چه این وضعیت عجیب به نظر می رسد ، ولی این واقعیت دارد . بنابراین وقتی ملاحظه می کنید که عیال شما چنین احساسی دارد ، آن را به دل نگیرید. روزی چند بار ممکن است چنین حالاتی به زن ها دست بدهد که از دست کسی دلگیر بشوند . از دست شما یا از دست فرزند یا عروس یا داماد خود . دلیل چنین احساسی این است که زنان در خوشتختی خود شک دارند و فکر می کنند که شاید خواب می بینند ، زیرا در بیداری و دنیای عینی این همه خوشبختی قابل تصور نیست ! علم روانشناسی و معرفت النفس زن ها این را ثابت کرده است . این اصل شماره 4 است . پس از ذکر این اصل مهم ، حالا وقت آن است که درباره روش های ساده خوشبختی همسرتان مطالبی را مورد بررسی قرار دهیم . برای رسیدن به این مقصود لازم است چند عادت پسندیده را در خود تقویت کنید که شرح آن را خواهید خواند . (( با همسر خود در هر کاری موافقت کنید ، خواهید دید که زندگی چقدر راحتر می شود . ))

قانون ششم :
خطای خود را محترمانه بپذیرید . اگر خطاها و اشتباه های خود را بپذیرید . یقین کنید راهی درست رفته اید . همسر شما فکر می کند در اشتباه هستید ، در حالی که یقین دارید تا 70% اشتباه می کند . عقیده او را بپذیرید و اظهار تاسف کنید . اگر 99 % در اشتباه باشد ، به رویش نیاورید و اظهار تاسف کنید . طولی نمی کشد که همسرتان به اشتباه خود پی می برد و متوجه قضایا می شود . در کل بین زن و شوهر ، مطرح کردن این که حق با کدام است در اصل قضیه فرقی نمی کند . بحث و جدل در این باره که حق با کدام است و ناحق کیست ؟ سرانجام احساسات هر دو طرف را جریحه دار می کند . در حالی که اگر هرزگاهی زنتان اظهار تاسف بکند ، در گوش شوهر از ترانه و موسیقی هم خوش آوازتر خواهد بود . سهو و خطا بهترین معلم است ، بنابراین تجربه کنید و ببینید همسرتان را چه مسائلی ناراحت می کند و گه گاه آن را به یاد داشته باشید و دلایل ناراحتی او را کشف کنید . به احتمال زیاد ممکن است دلایل کودکانه ای موجب ناراحتی او شود . شاید مسائلی از قبیل کسالت یا حسادت باشد ، سعی کنید این موارد هرگز تکرار نشوند . (( وقتی اوضاع قمر در عقرب است ، لبخند را فراموش نکنید. ))

قانون هفتم :
لبخند چیزی ارزان ولی بسیار ارزشمند است که می تواند چهره و سیمای شما را مطلوب و مطبوع نشان دهد . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت . برای این لبخند نزنید که شادمان هستید ، بلکه برای این لبخند بزنید که شادمان شوید . حکیمی می گفت : (( افسرده و پریشان بودم چون پاپوش نداشتم تا آنکه مردی را دیدم که افسرده بود چون پا نداشت . )) رودکی شاعر شیرین سخن ایرانی می فرماید : با داده قناعت کن و با داد بزی در بند تکلف مشو آزاد بزی در به زخودی نظر نکن شکوه نکن در کم زخودی نظر کن و شاد بزی به نعمت هایی فکر کنید که خداوند بزرگ به شما ارزانی داشته است . قدر سلامت و نعمت را بدانید . فکر کن . شکر کن و لبخند بزن
می گویند لبخند مسری است و به دیگران سرایت می کند . ممکن است ابتدا همسرتان فکر کند که منظورتان از این کار چیست و تعجب کند اما نگران نباشید ، بگذاید لبخند از سر و قلبتان بیرون بتابد . او امکان ندارد مشکلات احمقانه محل کار شما را حل کند ، پس چرا با چهره ای خسته به خانه بیاید ؟ یادتان باشد وقتی مشکلات خود را مطرح می کنید ، او به مسائل شما فکر می کند . درددل خود را به دوستان بگویید . من دوستان خیلی خوبی دارم که همواره باعث شادی و تقویت حس جوانی در من می شوند . بنابراین بگذارید این در لوح ذهنتان حک شود که : (( لبخند زدن راه ارزانی برای این است که چهره زیباتری داشته باشیم . ))

قانون هشتم :
سریع تصمیم بگیرید و به آن عمل کنید . یکی از مشکلات روز مره همسرم این است که چه غذایی بپزد ؟ یا چه لباسی بپوشد ؟ این مشکلات را از مادرش به ارث برده است . در گذشته در این موارد با من مشورت می کرد . به سادگی می گفتم : (( این کار مشکلی نیست شیر یا خط بینداز . )) او هم از بی تفاوتی من بسیار و اندوهگین می شد . از آن روزها سال های زیادی می گذرد . اکنون عاقلتر شده ام . حالا هر وقت نظر من را می خواهد ، فقط می پرسم بگو ببینم چه می توانی درست بکنی ؟ او هم اسم چند غذا را می برد که از میان آنها یکی دو تا را انتخاب می کنم . قضیه فیصله پیدا می کند و همه چیز روبه راه می شود . گاهی اوقات که ذهن همسرتان آشفته است و تصمیم گیری برایش مشکل است کمک فکری شما برایش موهبت بزرگی است.

قانون نهم :
(( هیگین )) دختربچه ای گل فروش را انتخاب کرد و به آموزش داد . پس از گذشت شش ماه تعلیم و تربیت این دختر بچه ساده ، رفتار و گفتارش دگرگون شد و به یک شاهزاده خانم نجیب و اصیل تبدیل شد . با تربیت درست هر انسانی می تواند پیشرفت و ترقی کند . در روایت است که می گویند در سرزمین یونان باستان پیکرتراشی به نام پیگمالیون مجسمه زیبای زنی را از سنگ مرمر تراشید . وی به مخلوق خود دل باخت تا آنجا که شب و روز نداشت و دایم به مجسمه فکر می کرد . در اثر دعاهای او مجسمه جان گرفت و زنده شد . حال اگر شما فکر کنید که همسر شما تا چه حد به شما وفادار است و برای فرزندانتان چه مادر مهربانی است و برای مادر شما چه عروس فداکاری است ، آن وقت شما تمام آمال و آرزوهای خود را در وجود او خلاصه می بینید . لازم نیست برای به دست آوردن دل او لباس و جواهر و لوازم آرایش بخرید ، فقط کافی است که زبان چرب و نرم خود را در اوقات مناسب به کار اندازید . در آن صورت عیال شما همان بانوی زیبای من خواهد شد . (( آیا تا به حال هیچ سیب کاملی را دیده اید ؟! مثل یافتن سیب ، احتمال پیدا کردن زنی کامل هم کم است. به جای پیدا کردن فرشته های خیالی ، از همسر واقعی خود راضی و شاکر باشید . ))

قانون دهم :
روش کارد و سیب :این روش به شکل موفقیت آمیزی توسط خود من امتحان شده است . تا به حال یک سیب کامل را دیده اید ؟ ممکن است چنین سیبی پیدا شود ، اما کسی می تواند قبل از نصف کردن آن بگویید خوب است یا بد؟ شاید درونش پوسیده باشد . یک سیب به نظر کامل و عالی برایتان خیلی گرانتر از یک سیب معمولی تمام می شود . این طور نیست ؟ وقتی سیبی با دو تا لک بخرید ، می توانید به سادگی لک هایش را با کارد در بیاورید . اشتباه نفهمید ! من دارم به زبان ساده می گوییم که هرگز نمی توان سیب کاملی را پیدا کرد . طبق این مثال احتمال پیدا کردن زنی کامل هم کم است ! وقتی همسرتان را می بینید ، از کارد ذهنی تان برای در آوردن عادت های بد استفاده کنید ، در این صورت در می یابید که او 96% اوقات آنقدر خوب است که باورکردنی نیست . این همان راز زندگی زناشویی موفق من است . آرزو می کردم کسی این راز را در سن 28 سالگی به من می گفت . خوب من معتقدم که هرگز آن قدر دیر نیست . خوشبختانه خداوند دیسکت ذهن ما را طوری ساخته که به طور دلخواه می توان قدری آن را پاک کرد و تنها قسمت هایی را به خاطر سپرد که خوب هستند . من این روش را دنبال می کنم و این دلیل مهم وجود شادی در زندگی ام است . امیدوارم که شما هم با من موافق باشید . (( خست به خرج ندهید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید . ))

قانون یازدهم :
از همسر خود تعریف کنید . الهه عشق کریشنا با قبیله خود رفتار عاشقانه داشت . شما هم باید با همسر خود چنین رفتاری داشته باشید . چگونه می توان دل همسر خود را به دست آورد ؟ بسیار ساده است ، از او تعریف کنید و نشان بدهید که مدیون او هستید . به عنوان مثال اگر ساعت 6 صبح از خواب بیدار شد و برای شما و بچه ها صبحانه آماده کرد از او تعریف کنید و بگویید خانم (( خوشحالم که با تو ازدواج کردم . زن هایی را می شناسم که حتی ساعت نه صبح هم به زور بیدار می شوند . )) اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید . باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد ، و گر نه ممکن است نتیجه مطلوب را ندهد . وقتی شما در جشنی گلاب یا گل روی کسی بپاشید ، قدر مسلم این است که هم با چیزی مشابه با شما برخورد خواهد کرد ، بعید است که بر روی شما روغن موتور بپاشد . پس سعی کنید تعریفتان به جا و به موقع باشد . در این صورت می توانید روی تعارفهای به جای همسرتان حساب باز کنید . (( همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود ... ))

قانون دوازدهم :
استعدادهای همسر خود را شکوفا کنید . هر تشویقی پاداش خود را دارد و پاداش آن شکوفا شدن استعدادها است . شاید شما در شهر خود یا در محله خود شخص مهمی باشید ، بنابراین سر خود را بالا بگیرید و عیال خود را تشویق کنید تا در بعضی کارها دخالت کند و نقشی موثر داشته باشد . به عنوان مثال اجازه دهید تا دفتر شما را با تغییر دکوراسیون بازسازی نماید . به همسر خود بال و پر بدهید تا در امور اجتماعی شرکت کند تا خود را مطرح کند . به او میدان بدهید تا از مواهب زندگی به خوبی برخوردار شود . امتحان کنید . ارزشش را دارد !(( راحت باشید ، حتی زمانی که خانم سرتان داد می کشد!))

قانون سیزدهم :
راحت باشید ، حتی زمانی که خانم سرتان داد می کشد خانم شما می داند شما تنها کسی هستید که تحمل او را دارد ، پس برای او کیسه بوکس باشید تا دق دلی های زندگی را سر شما خالی کند و آنقدر تحمل کنید و طاقت بیاورید تا سرانجام از خر شیطان پایین بیاید و سر به راه شود در این صورت برای شما شریک زندگی مناسبی خواهد بود . این دستورالعمل را رعایت کنید ، موثر خواهد بود . (( به جای خریدن هدایای گرانبها ، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید . نشان دهید که به او توجه دارید ، حتی پس از یک روز کار سخت ! برای او هدیه ای ببرید .... حتی شده یک شاخه گل ، به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند. ))

قانون چهاردهم :
هدایای گرانبها آنقدر ارزش ندارند ، به جای هدیه وقت خود را در اختیار او قرار دهید . آیا تا به حال پیش آمده وارد خانه شوید و ببینید همسر شما سردرد شدیدی دارد ؟ در این صورت برای ابزار نگرانی خود چگونه رفتار می کنید ؟ پیشنهاد می کنید او را به دکتر ببرید که ناگهان زیر گریه می زند . این رفتار او برای شما قابل درک نیست . راستش را بخواهید تجربه نشان داده که در این موارد بردن به دکتر راه حل مشکل نیست ، بلکه او می خواهد که شما وقت خود را در اختیار او قرار بدهید یا از شما می خواهد به او گل هدیه کنید یا از این قبیل خواسته ها . این واکنش خانم برای چیست ؟ علت آن ساده است او تمام روز را با سرو کله زدن با بچه ها و کارهای خانه کلنجار رفته است . همه این ها عقده شده و سینه او را پر کرده و منتظر است شما از اداره برگردید ، آنگاه با دیدن شما منفجر شده عقده ها را بر سر شما خالی می کند . به صلاح شما است این حرکات را نا دیده بگیرید . خداوند در وجود هر زنی سوپاپ اطمینانی تعبیه کرده که به موقع خود و در مواقع اضطراری عمل می کند . همان اصلی که در مکانیزم دیگ زودپز مشاهده می شود . پس راحت باشید و خاطرتان آسوده باشد که این حالت موقتی است و اوضاع به حال عادی بر می گردد . در ضمن در فرصتهای مناسب عیال خود را به اداره ببرید تا با جو اداره شما آشنایی پیدا کند و درگردهمایی های آن شرکت کند ، با این تمهیدات او به طبیعت کار شما پی می برد و توجیه می شود . پس وقتی همسرتان از سر درد شکایت می کند چاره او قرص سردرد نیست ، بلکه یک شاخه گل و لبخند است . (( زیباترین صدای دنیا ... (( متشکرم )) است ! و با این حال همه شوهران دنیا می دانند که هرگز نباید از همسرشان انتظار تشکر داشته باشند ! اگر به او گردن بند الماس بدهید ، مطمئن باشید که می گوید زمرد را بیشتر دوست دارد! ))

قانون پانزدهم :
انتظار تشکر نداشته باشید . اگر شما مرد ثروتمندی بودید و یک میلیون دلار به شخصی هدیه می کردید چه انتظاری داشتید ؟ به خاطر این بذل و بخشش از شما تشکر و قدردانی کرده و خود را مدیون محبت های شما بداند ؟ اگر جواب شما در مقابل این سوال مثبت باشد ممکن است سخت در اشتباه باشید ، زیرا آقای (( اندروکارنگی )) این کار را کرد و اگر حالا زنده بود پشیمان می شد ، زیرا خویشاوندی که از بخشش یک میلیون دلاری آقای کارنگی بهره مند شده بود وقتی فهمید آقای کارنگی فوت کرده و تمام دارایی خود را که مبلغ 365 میلیون دلار بوده و به امور عام المنفعه اختصاص داده است به آقایی کارنگی لعن و نفرین فرستاد و گفت : (( از آن همه ثروت فقط یک میلیون دلار ناقابل به من داد.)) سال ها پس از ازدواج دل به دریا زدم و با پس انداز کمی که اندوخته بودم به اتفاق همسر خود همراه کاروانی راهی آمریکا شدیم به خود می بالیدم و فکر می کردم در حق همسرم شق القمر کرده ام و انتظار داشتم خوشنودی خود را با هیجان و حرکات خاص ابزار دارد ، ولی سخت در اشتباه بودم و پس از یک ماه گردش به سادگی گفت : (( آمریکا کجاست ! کاش به اروپا رفته بودیم ! )) بنابراین از همسر خود توقع نداشته باشید که برای خوش خدمتی شما اظهار تشکر کند ، زیرا این طبیعت انسان است که خوبی های دیگران را فراموش کند . پس هر گاه در حق زن خود لطفی می کنید ، این کار را به خاطر دل خود انجام بدهید ، آنگاه قلبی احساس شادمانی خواهید کرد . اگر در مقابل محبتهای همسر و بچه ها و دوستان خود اظهار تشکر کنید عیال شما نیز تحت تاثیر رفتار شما ، آموزش لازم را فراگرفته و به آن عمل خواهد کرد ! (( هرزگاهی به همسرتان بگویید ، نه ! ))

قانون شانزدهم :
هرزگاهی به همسرتان بگویید: نه !لازم است هرزگاهی در مقابل خواسته های همسرتان مقاومت و یا حتی مخالفت کنید . برخورد منطقی شما در این موقعیت شما را در دراز مدت و در مقام شوهر مستحکم می کند . زندگی زناشویی مثل بازی شطرنج است که در آن لازم است برای حفظ شاه سربازان بسیاری را قربانی کنیم . در خاتمه لازم است یادآوری کنم که اگر روزی روزگاری مرد ثروتمندی بشوم ، قصد دارم موسسه ای به نام (( بنیاد همسران )) تاسیس کنم . موسسه ای که اهداف آن حمایت از حقوق همسران باشد و در راستای خوشبختی همسران گام بردارد! (( نگران نباشید ، اگر در حال رفتن در جهت اشتباه هستید ، خداوند در هیچ جا علامت دور زدن ممنوع را نگذاشته است.))

قانون هفدهم :
بهانه نیاورید . خوب همه ما فکر می کنیم زرنگتر از همسرمان هستیم و برای همین همیشه بهانه تراشی می کنیم . این عادت را از روزهای مدرسه تا به حال نگه داشته ایم . هرگز ، هرگز ، و هیچ وقت برای همسر خود بهانه نیاورید . با طوفان روبرو شوید و آنرا پشت سر بگذارید . هر قدر طوفان سهمگین تر باشد ، زودتر پایان می پذیرد . شاید زن شما خیلی باهوش نباشد ، اما خنگ هم نیست ، اما خنگ هم نیست چون در این صورت با او ازدواج نمی کردید . نه ؟ هرگز نگذارید همسرتان شما را مانند گربه ای ضعیف ببیند ، خیلی بهتر است که در نظر او همان شیر بمانید ! تقصیر را به گردن بگیرید . وقتی همه چیز به هم ریخته است ، هیچ فرد دیگری را مقصر ندانید . با طفره رفتن کاری درست نمی شود . هیچ وقت به همسرتان قول ندهید ، اگر مجبور شدید ، 33 % به زمان معمول آن اضافه کنید و بعد قول دهید . بهتر است بگویید ((نه )) ، (( شاید )) ، (( و سعی می کنم )) تا این که بعدها بخواهید عذر و بهانه بیاورید . یادتان باشد که اگر به همسرتان قولی دادید ، حتما آن را به انجام برسانید . چون فردی که می خواهد کاری را انجام دهد ، راهی برای انجامش پیدا می کند ، و کسی که نمی خواهد بهانه پیدا می کند . خیلی ساده است . و اگر با همه این حرف ها نمی توانید قول خود را اجرا کنید ، هر چه زودتر نزد او برگردید و به او بگویید ، چون اگر در جهت اشتباه می روید ، خدا اجازه دور زدن را داده است .

قانون هیجدهم :
یک خط تلفن اضافی بخرید .اگر زن شما علاقه مند است که پشت سر هم با تلفن صحبت کند، برای خودتان یک خط تلفن دیگر بخرید . خیلی ساده. غیبت، شایعه ، حرف های خیلی احمقانه . خوب راستش را بخواهید به شما مربوط نیست ، بگذارید کار خودش را بکند. بگذارید درباره موضوعی حرف بزند که به او رضایت و شادی می دهد . خدا را شکر کنید که فقط قبض تلفن را باید پرداخت کنید ، این ضرر خیلی کمتر از مقداری است که می تواند با خرید کردن اضافی به شما لطمه بزند . (( قلم تواناتر از شمشیر است . ))

قانون نوزدهم :
قلم تواناتر از شمشیر است . با همسرتان نجنگید . امکان ندارد در جنگ برنده شوید . در عوض از قلم برای نوشتن آنچه در ذهن دارید استفاده کنید ... این کار را در لحظه بحرانی انجام ندهید. بنویسید، بخوانید . روز بعد باز آنرا بخوانید . آن را تصیح کنید و بهبود ببخشید . دوباره بخوانید و دوباره بخوانید . تا وقتی که مطمئن شوید کامل شده است . بعد ازآن را به همراه شاخه ای گل تحویل زنتان بدهید . افراط در انجام این کار ؟ بله ! طرف دیگر داستان را که مربوط به شماست را بگویید . مطلب خوبی که جایی خوانده اید را با نوشته تان همراه کنید . این نشان می دهد که موضوع برایتان مهم است . و اهمیت طرف مقابل تمام هدف ازدواج است . (( شادی یک جریان مثبت و ثروت است .))

قانون بیستم :
در ثروت شادی هست . بله برای شاد کردن همسرتان همیشه به او یک عالم پول بدهید. چگونه ؟ خوب فکر کنید ، به طور حتم راه بهتری وجود دارد. اکثر ما وقت خود را برای بدست آوردن حقوق ماهانه در دفتر می گذرانیم . برای بدست آوردن هر تومان پولمان زحمت می کشیم و برایمان سخت است که هزاری ها را راحت خرج کنیم . این اشتباه است ! همسر شما دارای قوه تشخیص و قضاوت است . اول اینکه هرگز مبلغ حقوق خود را بدون پرداخت مالیات به او نگویید . شاید بد نبود که از قبل به پدرش می گفتید ، اما بگذارید خود او با واقعیت روبرو شود . برگ حقوق خود را به او نشان دهید . به این ترتیب او کمتر برای لباس خرج می کند .... مطمئن باشید این کار را می کند . خیلی از ما اضطراب همسرمان را از نداشتن پول نقد کافی درک نمی کنیم . پس با دادن کمی پول بیشتر ، به قدری که نیاز دارد ترس های او را بر طرف سازید . به همراه این کار تمام واقعیت ها را برایش روشن کنید . بگذارید خودش تصمیم بگیرد که کجا خرج کند و کجا نکند . درباره پول توجیبی خودتان ، به اندازه برای خودتان پس انداز داشته باشید . از راههای خلاقانه برای پس انداز استفاده کنید . مشغول یک کار جنبی برای به دست آوردن پول بیشتر بشوید . (( حتی اگر یک ماهی هم دهانش را ببندد ، توی دردسر نمی افتد .))

قانون بیست و یکم :
دهانتان را ببندید . خوب من سال ها این اصل را رعایت می کنم و می بینم که موثر واقع می شود . بیش از این عادت داشتم حرف بزنم و جنجال به پا می شد . هرگز ، هرگز و هیچ وقت حرف ناخوشایندی به زبان نیاورید. اول از همه که این حرفها موثر نیست و دوم اگر باشد ، آیا ارزش بیانش را دارد ؟ به بحث هایی که سال گذشته با همسرتان داشته اید فکر کنید. آیا وقتی جواب او را داده اید کار درستی انجام داده اید ؟ یا فقط انفجار پدید آمده است ؟ سبیل قلدری خود را از ته بتراشید و سبیل درویشی بگذارید

 

خانم‌ها! اگر خوشبختی پایدار می‌خواهید


به مردان قدرت دهید، تا صمیمیت فوران کند، مرد موجودی عاشق قدرت است‌. مرد از این که قدرتمند باشد حظ می‌کند. در آسمان اوج می‌گیرد و شما را نیز همراه خود می‌برد. از این که توانا باشد و یا احساس توانایی کند، لذت می‌برد. تا وقتی به گشتن این احساس در مردان مشغولید، بدانید که تنها می‌توانید خواب خوشبختی را ببینید. اگر قدرت مرد را نادیده بگیرید و یا از آن انتقاد کنید بدانید که دیگر پری رویاهایش نخواهید بود. او به دنبال کسی است که به قدرت‌هایش ایمان داشته باشد و حتی ضعف‌هایش را در جهت تقویت توانایی‌هایش مثبت جلوه دهد. پس مراقب باشید و بدانید که‌:

۱ – اگر خودتان دارای درآمد هستید: هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید. حتی اگر درآمد بیشتری دارید هرگز به روی خودتان هم نیاورید. بگذارید همسرتان احساس کند که همه چیز در دست اوست و اداره امور مالی خانواده به دست قدرتمند همسرتان اداره می‌شود.

۲ – مطلقاً او را با کسی مقایسه نکنید: نگویید شوهر خواهرم دوتا خانه دارد. فلانی اینقدر درآمد دارد و تو همیشه مثل گداهایی‌. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فکر می‌کنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید. انتقاد دشمن صمیمیت است‌.

۳ – تو بی‌عرضه‌ای‌! فاتحه خواندن بر صمیمیت است‌: تو بی عرضه‌ای‌! یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب کردن‌. هر مفهوم مشابه تو بی‌عرضه‌ای فاتحه‌ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است‌.

۴ – شوهرِ خود را حلال مشکلات بدانید: مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کندو تأیید کنید که تنها او قادر به حل این مسئله است‌.

۵ – به مردان اندرز ندهید و نصیحت نکنید: مردها دوست دارند که مشکلاتشان را به تنهایی حل کنند و اگر به شما چیزی نمی‌گوید یعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل و فصل کند و در صورت لزوم با شما در میان می‌گذارند. با نصیحت نکردن‌، زندگی خود را عاشقانه کنید.

۶ – سکوت مردان را نشکنید: این اشتباه خانمهاست که وقتی مرد ساکت است‌، مدام به سمت آنها می‌روند و با آنها حرف می‌زنند. اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مورد مردها این طور نیست‌.

۷ – به مردان فضا بدهید: گاهی شوهر خود را رها کنید تا با خود خلوت کند. با دوستانش به ورزش برود و به خانوادهٔ خود تنها سر بزند! مدام دنبال او نباشید فضای رها شدن‌، این چیزی است که آنها گاهی به آن نیاز دارند. اگر به آنها این فضا را هدیه کنید، آنها نیز به شما عشق می‌ورزند.

۸ – مرد دوست دارد که از او قدردانی شود: تشکر به مرد قدرت پرواز می‌دهد. از هر کار کوچکی که برای شما انجام می‌دهد. تشکر و قدردانی کنید تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.

۹ – مرد باید تأیید شود: توانایی‌های همسرتان را تأیید و مدام تأکید کنید او صاحب بهترین توانایی‌ها و شایسته‌ترین شوهر است و تأیید مردها یعنی فوران صمیمیت‌.

۱۰ – باید مورد اطمینان باشد: به او اعتماد کنید. با اطمینان خاطر به این که او می‌تواند و شما نیز می‌توانید به راحتی بسیاری از کارها را به او بسپارید.

۱۱ – مردها را تشویق کنید: مرد عاشق تشویق است‌. کف زدن‌ها را فراموش نمی‌کند و پشت او زدن به علامت تشویق را حس می‌کند. مرد، آفرین شما را تا عمر دارد به خاطر می‌سپارد.  من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی‌، تا همیشه به خاطر دارم‌!

 

تصاویری دردناک و دلخراش از پدیده “کودکان هیولایی”


پدیده «کودکان هیولایی»، پدیده‌ای است که با حمله‌های نظامی آمریکا و متحدانش به کشورهایی مانند عراق و افغانستان موضوعیت پیدا کرده است.

به گزارش آخرین نیوز به نقل از فارس«کودکان هیولایی» همان کودکانی هستند که به‌واسطه استفاده از اورانیوم ضعیف‌شده‌ توسط آمریکا و اثرات آن بر والدین آنها به‌صورت ناقص به دنیا می‌آیند که به‌خاطر شمایل آنها به این نام خطاب می‌شوند.

تثبیت اورانیوم رقیق‌شده روی جنین زن باردار رشد آن را دچار اختلال می‌کند و موجب تولد نوزادانی معلول مادرزادی می‌شود که هرگز دیده نشده است یا بسیار نادر بوده است. به این ترتیب بسیاری از این اطفال بدون سر و عضو به دنیا می آیند. وقتی یک زن عراقی بچه ای به دنیا می آورد، اولین سؤال او این نیست که دختر است یا پسر بلکه می پرسد آیا کودک من معمولی است یا …

با توجه به آنکه عمر اورانیوم به کار رفته در تسلیحات آمریکایی‌ها ۴٫۵ میلیارد سال است، آن‌ها مطمئن بودند که افغان‌ها تا نسل‌ها از نقص‌های مادرزادی و سرطان رنج خواهند برد.

خبرگزاری فارس با عذرخواهی از خوانندگان خود به واسطه انتشار این تصاویر دلخراش، بازخوانی جنایات منحصر به فرد در تاریخ بشریت توسط شیطان بزرگ و همپیمانانش را بر خود فرض می داند.

گفتنی است تصاویر منتشر شده، از سوی یکی از متخصصان افغان در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته است.

 

قرص‌های لاغری شما را عصبی می‌کند


سید ضیاءالدین مظهری متخصص تغذیه گفت: عصبی شدن بی‌دلیل ، مشکلات قلبی ، مشکلات گوارشی و کاهش جذب ویتامین‌های غذا از عوارض مصرف قرص‌های لاغری است.

این متخصص تغذیه افزود: داروهای لاغری، تاثیرات منفی و مخربی بر جسم و روان افراد دارد که می‌توان به عصبی شدن بی‌دلیل، مشکلات قلبی، مشکلات گوارشی و کاهش جذب ویتامین‌های غذا اشاره کرد.

مظهری گفت: تاثیر این داروها بر لاغری کم و محدود است و به طور معمول در مجموع تاثیر ۴ یا ۵ کیلوگرمی در لاغری دارد و عادات غلط غذایی را در افراد تغییر نمی‌دهد.

وی افزود: قرص لاغری با مکانیسم کاهش اشتها و جلوگیری از جذب چربی‌ها موجب کاهش وزن می‌شود، بنابراین تاثیر این داروها محدود به زمان استفاده از آنهاست و با کنار گذاشتن این قرص‌ها، اثراتشان نیز از بین می‌رود.

مظهری اضافه کرد: ۶۰ درصد از آمریکایی‌ها و ۴۰ درصد از اروپاییان دچار اضافه‌وزن هستند. در هیچ کجای دنیا کاهش وزن سریع ، راحت و بدون دردسر حاصل نمی‌شود زیرا اضافه‌وزن در درون انسان شکل گرفته و باید انگیزه کم‌کردن وزن نیز از درون افراد شکل گیرد.

وی ادامه داد: بالن و حلقه‌های معده نیز تجهیزاتی هستند که مانع گرسنگی و تمایل به غذا نمی‌شوند و فقط سدی در برابر خوردن در افراد ایجاد می‌کنند.استفاده از بالن معده موجب برگشت اسید معده (ترش کردن) می‌شود که مشکلات کوتاه‌مدت و خطرات درازمدتی را متوجه فرد می‌کند.

 

فال روز ( ۱شهریور -۲۳ Aug )


 

فروردین: شما امروز انقدر از مسائل جزیی خسته شده‌اید که حاضرید کاملا تسلیم شده و پای خود را از همه چیز کنار بکشید اما نیاز به گفتن نیست که این نوع رفتار واقعیت گریزانه اصلا رفتار مناسبی نیست. شما باید خودتان را ملزم به تهیه کردن یک لیست برای انجام دادن کارهایتان بکنید، اگر مراحلی را که باید بگذرانید به صورت یک فهرست در بیاورید به شما کمک می‌کند که کارهایتان را اولویت بندی کنید بنابراین کارهای شما زیاد آشفته و بی‌نظم نخواهد بود.

اردیبهشت:با وجود این که شما خیلی دوست دارید مدتی کار کردن را تعطیل کنید، ولی با این حال هنوز هم وقتی که در حال استراحت کردن هستید دوست دارید که کاری و فعال باشید. ولی این حس و حال جدیدی که به شما دست داده می‌تواند تا آخر روز باعث تنبل‌تر شدن شما بشود. اگر کمی‌از برنامه‌هایتان جلوتر افتاده‌اید نباید نگران باشید؛ چون این کار برای شما لازم است.

خرداد: شما نسبت به اتفاقاتی که افتاده کاملا بی‌خبر هستید و به خاطر همین خیالتان راحت است، ولی ناگهان در حالی که یک فکر عالی به ذهنتان می‌رسد از خواب غفلت بیدار می‌شوید شاید شما ندانید که چه می‌خواهید اما شما مطمئن هستید که دلتان می‌خواهد شرایط فعلی‌تان کاملا تغییر کند، اگر شما بفهمید که چه چیزی خسته و دلزده تان کرده آن موقع می‌توانید کاملا زندگی تان را زیر و رو کنید و روزهای خوشی داشته باشید.

تیر: امروز دو راه مختلف پیش روی شما قرار گرفته است یکی از آنها به شما می‌گوید که مثل یک آدم خجالتی خودتان را قایم کنید تا هیچ کس نتواند شما را ببیند. این کار به شما فرصتی می‌دهد که بهتر خودتان را بشناسید و به چیزهایی که برای شما ارزمشندند بیشتر توجه کنید. راه دیگر شما را وسوسه می‌کند که یک کار خیلی عجیب انجام بدهید و شما را وادار می‌کند که صادق باشید. مهم نیست که کدام را انتخاب کنید در هر راهی که قرار بگیرید شما باید یاد بگیرید سازش و توافق را پیدا کنید.

مرداد: خورشید به ندرت از نشانه شما خارج می‌شود و شما خیلی غمگین شده‌اید. اما خاطرات مربوط به هفته قبل شما نمی‌تواند خیلی دوام بیاورد. شما باید کاری بکنید که شور و هیجان کاهش یافته شما دوباره فعال شود. با حالت درماندگی نا امیدی کار نکنید، فقط قبول کنید که فصل پاییز به سرعت از راه می‌رسد.

شهریور: شاید هفته گذشته احساسات شما خیلی قوی‌تر شده باشند اما شما با هیچ کس در مورد اتفاقاتی که تا کنون برایتان پیش آمده صحبت نکرده‌اید. ولی امروز فرصت یک گفتگوی خودمانی را از دست ندهید. حتی اگر لازم بود خودتان را مجبور کنید که در بحث‌ها شرکت کرده و در مورد احساسات خود صحبت کنید.

مهر: این روزها شما از نظر دیگران خیلی پر انرژی‌تر شده‌اید و حتی احساس می‌کنید که می‌توانید خیلی راحت کار بیشتری انجام بدهید اما اگر شما از اطرافیانتان خوشتان نمی‌آید، قبل از این که ناخواسته یک تصمیم نادرست بگیرید سعی کنید که اعصاب خود را کنترل کنید. شاید شما نتوانید کاملاً آن را متوقف کنید اما کمی ‌خودشناسی بهتان کمک می‌کند که احساسات منفی خود را در مسیر بهتری هدایت کنید.

آبان: با وجود اینکه امروز سرتان شلوغ است، ولی برایتان خوب است که کمی‌استراحت کرده و از بودن با دوستانتان لذت ببرید. اگر با همکارانتان شما بیرون بروید و یا اگر بعد از کارتان وقتتان را با چند تا از دوستان بگذرانید، این جو به شما کمک می‌کند که برای مدتی ذهنتان از فکر کردن به مسائل جدی آزاد باشد اما باید حواستان به حرف‌هایی که می‌خواهید بزنید باشد چون صبحت کردن بدون دلیل و از روی غریزه می‌تواند باعث شود شغلتان را ازدست بدهید. قبل از اینکه هر حرفی بزنید خوب در موردش فکر کنید.

آذر: با وجود اینکه هفته کاری شما تمام شده است ولی باز هم فکرتان مشغول کار است. شاید شما دوست داشته باشید که شرایط خودتان را تغییر دهید، ولی روش درستی نیست مگر این که یک برنامه‌ریزی طولانی مدت داشته باشید. شاید عملکرد از روی غریزه الان جذاب باشد اما شیوه محافظه کارانه مفیدتر خواهد بود.

دی: حالا که خورشید نشانه شنا را ملاقات کرده است شما بیشتر احساس راحتی می‌کنید. شما اطلاعاتی دارید که اطمینانتان را بیشتر کرده و برای کار کردن کاملاً آماده شده اید. اما شاید الان وقت مناسبی نباشد. حواستان جمع باشد برای اینکه امکان دارد شما شرایط بدی را که در آن قرار گرفته‌اید نادیده گرفته و قبل از اینکه به دور و بر خود توجه کنید حرف‌هایی بزنید که مناسب نباشد. کمی‌صبر کردن مطمئناً به شما ضرر نخواهد زد.

بهمن: شما علاقه‌مند شده‌اید که با یکی از اطرفیانتان که از نظر فکری تا حدودی با شما متفاوت است یک معامله مالی انجام بدهید. این کار شما کمک می‌کند تا با این شخص به نتایج مشترکی برسید. اما باید کمی‌صبور باشید و برای این کار عجله نکنید چون ممکن است ارتباطتان به هم بخورد. اجازه بدهید که چند روز آینده همه چیز روال عادی خود را طی کند.

اسفند: حتی اگر شما فکر می‌کنید که می‌توانید موفق شوید ولی الان زمان مناسبی برای شما نیست خورشید و چند سیاره دیگر در هفتمین خانه شما یعنی خانه دوستانتان قرار دارند، بنابراین کار کردن با دوستانتان به شما انرژی‌ای را که نیاز دارید می‌دهد. اما شما شاید ناگهانی از دست دوستتان ناراحت بشوید و عجولانه تصمیم بگیرید که رابطه‌تان را قطع کنید. هیچ وقت فراموش نکنید که فرار کردن از دست مشکلات باعث می‌شود نتوانید آنها را حل کنید.
 

روحی که در هنگام خواب از بدن جدا می شود چگونه روحی است


روحی که در هنگام خواب از بدن جدا می شود چگونه روحی است

روحی که در هنگام خواب از بدن جدا می شود چگونه روحی است و آثار آن روح چیست؟ و زمانی که روح گرفته می شود چه علائمی دارد؟ زیرا در هنگام خواب هم تغییر چندانی در فرد ایجاد نمی شود و فقط قوای ادراکی و جسمی او ضعیف می شود؟

روح جدایی

چیستی و نحوۀ فعالیت روح یکی از پیچیده ترین مسائلی است که تا کنون دانش بشری قادر به درک آن نبوده است و همین امر باعث اختلاف رأی اندیشمندان دربارۀ آن شده است به گونه ای که «به گفته بعضی از دانشمندان در حدود هزار نظریه پیرامون حقیقت روح و دیگر مسائل مربوط به آن اظهار شده است».[۱]

قرآن کریم نیز بر عدم قدرت و توانایی انسان نسبت به شناخت روح تأکید می کند: «و از تو دربارۀ “روح” سؤال مى‏کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکى از دانش، به شما داده نشده است!».[۲]

با این وجود با کمک آیات و روایات در می یابیم که روح بر خلاف جسم و بدن، موجودی است مجرد و از خواص ماده به دور است یعنی؛ محدود و محصور در زمان و مکان نیست. همچنین مسلم است که نحوۀ ارتباط و تعلق روح به بدن در بیداری و خواب، و جدا شدن روح از بدن در حالت خواب و مرگ با یکدیگر کاملاً متفاوت است. قرآن کریم می فرماید: «خداوند روح انسان را هم در هنگام خواب و هم در هنگام مرگ می گیرد. کسی که هنگام مرگش فرا رسیده است وقتی که روحش گرفته شود دیگر بر نمی گردد، اما کسی که هنوز اجلش فرا نرسیده است با این که روحش در خواب گرفته می شود، دوباره رها می شود».[۳]

قرآن مجید از مرگ به توفّی تعبیر کرده است. توفّی یعنی؛ دریافت کردن، پس گرفتن. به عبارت دیگر؛ جانی را که خدا به بنده داده است از او پس می گیرد و این گرفتن جان دو مرحله دارد: ۱٫ مرحله ضعیف در هنگام خوابیدن، ۲٫ مرحله قوی در هنگام مرگ.

«در طی خواب REM حالتی عجیب دیده می شود، ضربان قلب نامنظم غالباً در این دوره دیده می شود و نیز در صورتی که بیماری قلبی وجود داشته باشد ممکن است حمله ای قلبی اتفاق بیفتد. میزان مرگ ها در شب ها (به هنگام خواب) بیشتر از روزهاست»

در هر صورت بسیار جای تأمل است، روحی که در هنگام خواب از بدن جدا می شود چگونه روحی است و آثار آن روح چیست؟ و زمانی که روح گرفته می شود چه علائمی دارد؟ زیرا در هنگام خواب هم تغییر چندانی در فرد ایجاد نمی شود و فقط قوای ادراکی و جسمی او ضعیف می شود».[۴]

دانشمندان علوم تجربی و فیزیولوژی ضمن تحقیقاتی که پیرامون خواب و رؤیا انجام داده اند به این حقیقت دست یافته اند که انسان در حین خواب به مرگ نزدیک تر است. از طرفی تحقیقات آنها فقط ناظر به بعد جسمی و تغییرات بدنی انسان است نه بعد روحانی او. آن ها خواب را به ۲ مرحله تحت عنوان خواب متناقض (REM) و خواب متعارف (Non REM) تقسیم می کنند:

الف) خواب آرام، که آن را “موج کوتاه ” یا Non REM می نامند. در این دوره، مغز در وضعیت استراحت به سر می برد. امواج مغزی الگویی آرام و آسوده را نمایش می دهند و خستگی فعالیت های روزانه از بدن در می رود. خواب آرام در ابتدای ورودمان به بستر طولانی است، اما به تدریج در دوره های نود دقیقه ای بعدی درازایش کاهش می یابد.

ب) خواب متناقض یا REM : این خوابی است که در جریان آن اتفاقات ضد و نقیضی در بدن رخ می دهد. چون از مغز امواجی تند و فعال تراوش می شوند که به زمان بیداری شباهت دارند، و چشم هم زیر پلکهای بسته مانند زمان بیداری به چپ و راست و بالا و پایین حرکت می کند. اما بدن در این دوره هیچ حرکتی نمی کند و در واقع عضلات اسکلتی بدن فلج می شوند. ما در این زمان رویا می بینیم. خواب متناقض نیمه ی دوم چرخه ی نود دقیقه ای یاد شده را تشکیل می دهد.
روح

خواب متعارف خود دارای چهار مرحله است که در آن حرکات لرزشی سریع چشم مشاهده نمی شود و در مجموع خواب آدمی دارای پنج مرحله است که با یکدیگر دارای تفاوت بوده و موج های الکتریکی مغز در این مرحله ها با یکدیگر متفاوت است و این دو مرحله به طور متناوب در مدت زمان خواب تکرار می شوند.[۵]

«در طی خواب REM فلج می شویم و بیشتر نورون های حرکتی مغز و نخاعی به شدت بازداری می شوند، در همین حال مغز بسیار فعال است. جریان خون مغزی و مصرف اکسیژن افزایش می یابد و …»[۶]

همچنین «در انسان به هنگام مرحله خواب متناقض بیشتر کنش های احشایی از جمله فرکانس قلب و تنفس، فشار خون، نعوظ و ترشح واژینال کمی افزایش می یابد، آدرنالین در اندام های پیرامونی بیشتر ترشح می شود (احتمال حمله قلبی) و فعالیت معده روده ای فزونی می یابد و …»[۷]

«در طی خواب REM حالتی عجیب دیده می شود، ضربان قلب نامنظم غالباً در این دوره دیده می شود و نیز در صورتی که بیماری قلبی وجود داشته باشد ممکن است حمله ای قلبی اتفاق بیفتد. میزان مرگ ها در شب ها (به هنگام خواب) بیشتر از روزهاست».[۸]

 

به خاطر سپردن برخی از رؤیاها:

تحقیقات نشان می دهد که آزمودنی ها پس از بیدرای در مرحله خواب متناقض به توصیف رؤیای خویش می پردازند، و اگر در مرحله خواب متعارف بیدار شوند چیزی به خاطر ندارند.[۹]
«ما تنها هنگامی از محتوای رؤیای خود آگاه می شویم که در حین خواب دیدن (یا بلافاصله بعد از آن) بیدار شویم. اگر در چنین حالتی توجه کنیم و بکوشیم که رؤیا را به یاد آوریم مقداری از آن بعداً به خاطر می آید وگرنه رؤیای ما گذرا بوده و به سرعت محو می شود. ممکن است بدانیم که خوابی دیده ایم، اما قادر به یادآوری محتوای آن نباشیم»

«برخی افراد اصرار دارند که هرگز خواب و رؤیا نمی بینند. چنین افرادی در اشتباه هستند. همه رؤیا می بینند. اما آنچه اتفاق می افتد این است که بیشتر رؤیاها متعاقباً فراموش می شوند. اگر فرد در حین رؤیا یا بلافاصله پس از آن بیدار نشود رؤیا به یاد نخواهد ماند. بیشتر افرادی که خیال می کنند سال هاست رؤیا ندیده اند وقتی در خلال خواب REM در آزمایشگاه بیدار شوند قصه های گویا و زنده ای که در خواب دیده اند برایشان لحظه ای تکان دهنده است».[۱۰]

«ما تنها هنگامی از محتوای رؤیای خود آگاه می شویم که در حین خواب دیدن (یا بلافاصله بعد از آن) بیدار شویم. اگر در چنین حالتی توجه کنیم و بکوشیم که رؤیا را به یاد آوریم مقداری از آن بعداً به خاطر می آید وگرنه رؤیای ما گذرا بوده و به سرعت محو می شود. ممکن است بدانیم که خوابی دیده ایم، اما قادر به یادآوری محتوای آن نباشیم»،[۱۱]

به طور کلی می توان گفت: «خواب انصراف روح از بدن است و این انصراف گاه شدید و قوی است و گاه ضعیف و خفیف، گاه طولانی مدت است و گاه کوتاه مدت. در خصوص بی هوشی انصراف روح از بدن شدید است هرچند زمان و مدت آن بسته به نوع (دارو) و عمل جراحی می تواند متفاوت باشد ولی مهم این است که داروی بی هوشی به دلیل اثرگذاری عمیق بر جسم، ارتباط روح با بدن را در حد بسیار ضعیفی نگه می دارد و به قدری فعالیت جسم را ضعیف می سازد که گویا روح بدون ابزار و بدون بدن می گردد و از این رو تا مدت زمانی که بدن قابلیت کامل و تمام را برای ابزار بودن روح به دست نیاورد توجه روح به آن بسیار ضعیف خواهد بود. بر این اساس به دلیل انصراف شدید روح از بدن و توجه ضعیف روح به بدن در حالت بی هوشی حتی عمل های سنگین (جراحی) و جراحت های سخت بر جسم روح را منفعل نساخته و باعث بیداری فرد نمی شود».[۱۲]
در حال بی هوشی که انصراف روح از بدن بسیار شدیدتر است و از طرفی شخص بی هوش به مرور زمان به حالت هوشیاری باز می گردد و لذا رؤیاهای احتمالی به یاد شخص نمی ماند

با توجه به مطالب بالا در می یابیم که:

1- نحوه ارتباط روح با بدن و عملکرد آن نه تنها در خواب، بلکه در بیداری هم برای ما به خوبی مشخص نیست.

2- تنها رؤیاهایی که در مرحله خواب متناقض دیده می شوند به خاطر می مانند و رؤیاهای خواب متعارف کمتر به یاد می مانند و شرط به خاطر سپاری رؤیا نیز در خواب متناقض بیدار شدن سریع بعد از دیدن رؤیا است.

3- علت این که رؤیاهای مرحله متعارف به یاد نمی مانند این است که در این مرحله خواب عمیق است و انصراف روح از بدن نسبت به خواب متناقض بیشتر است، لذا در حال بی هوشی که انصراف روح از بدن بسیار شدیدتر است و از طرفی شخص بی هوش به مرور زمان به حالت هوشیاری باز می گردد و لذا رؤیاهای احتمالی به یاد شخص نمی ماند.

 

۶ راه مهم برای پرهیز از هله هوله خوری !


۶ راه مهم برای پرهیز از هله هوله خوری !

یک اسنک معمولی حاوی صدها کالری اضافی است و منجر به اضافه وزن می‌شود.

بسیاری از مردم نمی‌دانند که یک اسنک معمولی حاوی صد‌ها کالری اضافی است و منجر به اضافه وزن می‌شود.

بر اساس گزارش‌ای ان نیوز، ۶ راه برای جلوگیری از خوردن مکرر اسنک وجود دارد که افراد می‌توانند با رعایت آن از خوردن زیاد اسنک پرهیز کنند.

۱. وعده‌های غذایی را منظم بخورید و سعی کنید غذایتان دارای هیدروکربنات، پروتئین و مقدار کمی چربی سالم باشد تا قند خونتان متعادل بوده و احساس سیری کنید.

۲. یک برنامه غذایی منظم هفتگی داشته باشید. در این برنامه ذکر کنید که چه چیزهایی به شما استرس وارد می‌کند و اینکه قبل از غذا خوردن به چه میزان گرسنه می‌شوید.

۳. هنگامی که دچار استرس هستید صبر کنید، چون در این مواقع بدن در مقابل خواسته‌های مغز آسییب‌پذیر است. ۲۰ دقیقه نخست پس از هر مناسبت استرس‌آور مدت زمانی است که طول می‌کشد تا فعالیت هورمون‌های استرس‌زا متوقف شود.

۴. هنگامی که احساس گرسنگی می‌کنید به جای خوردن اسنک، یک لیوان آب و یا یک فنجان چای داغ بنوشید.

۵. هنگامی که به خوردن اسنک تحریک می‌شوید یک آدامس فاقد قند بجویید.

۶. سعی کنید مسایل را ساده بگیرید. خنده استرس را متوقف و اندورفین‌هایی که به انسان حس خوشایندی می‌دهند را آزاد می‌کند و همچنین کالری‌ها را می‌سوزاند.

 

عامل عصبانیت مردان


عامل عصبانیت مردان

سلامت نیوز : به گفته محققان کمبود یک ماده شیمیایی به نام گابا در مغز مردان، سبب عصبانیت و تندخویی می‌شود.

به گزارش برنا، محققان دانشگاه کاردیف انگلستان اعلام کردند کمبود یک نوع ماده شیمیایی در مغز مردان، سبب تندمزاجی و تندخویی می‌شود.

به گزارش زی نیوز، مغز مردانی که زود عصبی می‌شوند فاقد یک ماده شیمیایی به نام GABA است که بین سلول‌های مغز نقش پیام رسانی دارد و رفتار فرد را کنترل می‌کند. در واقع گابا (گاما امینو اسید باتیریک) اصلی‌ترین فرستنده عصبی برای فرو نشاندن سیگنال‌های عصبی است كه از رسیدن پیام‌های مربوط به اضطراب به مغز جلوگیری می‌كنند.

محققان با بررسی نحوه تصمیم‌گیری گروهی از دانش‌آموزان و اندازه گیری همزمان فعالیت مغزی آن‌ها دریافتند افرادی که فعالیت مغز در آن‌ها کاهش داشته، بیشتر در معرض تصمیم‌گیری‌های بدون فکر و عجولانه هستند.

به عقیده محققان، در مغز سالم، تنظیم مواد شیمیایی و تحرکات عصبی و برقراری آرامش به عهده ماده شیمیایی گابا است. اگر سطح گابا از میزان مورد نیاز خیلی كمتر باشد باعث بروز اضطراب، بی‌خوابی و عصبانیت می‌شود.

بر اساس گزارش، می‌توان برای تامین این ماده شیمیایی، در رژیم غذایی ماهی، سبوس گندم و یا ویتامین B6 قرار داد.

 

چه ورزشي براي زانو درد خوب است؟

چه ورزشي براي زانو درد خوب است؟

زانو درد را مي‌توان به جرات شايع‌ترين درد مفصلي ناميد. در كشور ما بخصوص كمتر كسي است كه از ميانسالي گذشته باشد و زانودرد نداشته باشد. براي بسياري از كساني كه زانو درد دارند ورزش توصيه مي‌شود. اما چه ورزش‌هايي براي زانوهاي خراب مفيد است.چه ورزشي براي زانو درد خوب است؟ - فیزیوتراپیست وحید صادقی

خوب‌ها

شنا كردن اولين گزينه پزشكان است. شنا به‌جز شناي كرال پشت، براي زانوها بسيار مفيد است. علاوه بر شنا مي‌‌توان در قسمت كم عمق استخر قرار گرفته و به مدت 15 دقيقه در مسير عرض استخر راه رفت. اين كار موجب مي‌‌شود بدون وارد آمدن فشار بر مفصل زانوي مبتلا به آرتروز، عضلات اطراف زانو تقويت شود تا وزن اندام‌هاي فوقاني به زانو وارد نيايد. البته امكان اين ورزش هميشه مهيا نيست. دومين گزينه پياده‌روي است. پياده‌روي فشار زيادي بر زانوها وارد نمي‌كند. پياده‌روي سريع، اگر قبلا آسيبي در زانوهايتان نداشته‌ايد، مشكلي ندارد. اما به زانوهاي معيوب آسيب مي‌رساند. دوچرخه‌سواري نيز بر روي زانوها فشار زيادي وارد نمي‌كند. به‌طور كلي هرگونه فعاليتي كه فشار كمي بر زانوها وارد كند و يا فعاليت‌هايي كه در آنها شما مجبور نيستيد به‌سرعت تغيير جهت بدهيد، براي زانوها مشكل‌ساز نيستند.

بدها

هر ورزشي كه مستلزم خم‌كردن شديد زانوها باشد مي‌تواند به زانو صدمه بزند. اگر خم كردن به‌همراه بلندكردن وزنه باشند، فشار مضاعفي به زانوها وارد مي‌كند و مي‌تواند به زانو آسيب برساند.

با اين تعريف فعاليت‌هاي ورزشي كه در آنها خم مي‌شويد يا مي‌پريد، مثل بسكتبال و فوتبال براي زانوها مضرند. ورزش‌هايي كه در آن حركت‌هاي خم‌شدن زانوها و فرودآمدن روي پاها به دفعات زياد انجام مي‌شود نيز براي زانوها مضر هستند، تنيس، بدمينتون و فوتبال از اين دسته ورزش‌ها محسوب مي‌شوند. طناب‌زدن جزء موارد استثنايي است كه به رغم پريدن آسيبي به زانو وارد نمي‌كند.

 

ورزش‌هايي كه در آنها فرد مي‌پرد، فرود مي‌آيد يا در حال دويدن به‌طور ناگهاني تغيير مسير مي‌دهد، فشار خيلي زيادي روي زانوها وارد مي‌كند كه ممكن است منجر به آسيب‌ به رباط‌هاي زانو و به‌خصوص رباط صليبي قدامي شوند. حتي مقادير كم اين فعاليت‌هاي ورزشي نيز مي‌توانند باعث آسيب به غضروف يا منيسك‌هاي زانو كه از غضروف آن محافظت مي‌كنند، بشود. توجه داشته باشيد ورزشكاران حرفه‌اي با گذراندن دوران بدن سازي و تقويت عضلات پا احتمال آسيب ديدگي را كاهش مي‌دهند ضمن اين‌كه قبل از شروع ورزش نيز بدن خود را بطور اصولي و مناسب گرم مي‌كنند، براي همين است كه ميزان آسيب در آنها كمتر است، ورزشكاران آماتوريست كه مثلا فوتبال بازي مي‌كنند.

ورزش اختصاصي

با چند ورزش مي‌‌توان عضلات زانو را به طور اختصاصي تقويت كرد. يكي از اين ورزش‌ها، اين است كه روي زمين بنشينند و پاي خود را دراز كنند و به حالتي قرار گيرند كه به مفصل‌‌شان فشاري وارد نيايد. سپس به حالت در جا عضله جلوي ران خود را منقبض كنند و تا 10 شماره به همين حالت نگه دارند. مي‌‌توان براي مثال، صبح سه بار، ظهر سه بار و شب هم سه بار اين كار را انجام دهيد. البته در روزهاي ابتدايي بهتر است زياد به اندام‌هاي‌شان فشار وارد نياوريد و به تدريج و به صورت هفته‌اي يك بار، شدت يا مدت تمرين را به مقدار 10 تا 20 درصد افزايش دهيد. اين نوع ورزش براي عضله چهار سر ران يا جلوي ران است. براي پشت ران هم مي‌‌توان عضله پشت ران را منقبض كرد و به طور مشابه با تعداد و مدت گفته شده عمل كرد.

 

چه چیز سبب موفقیت زندگی مشترک می شود؟

حقیقات به روشنی اثبات کرده اند که در جریان یک بحث خانوادگی دو راه حل در پیشروی زوجین قرار دارد: یا می توانند به طور کلی دیوانه شوند و از شدت عصبانیت به در و دیوار بد و بیراه بگویند و یا اینکه تصمیم بگیرند...


تحقیقات به روشنی اثبات کرده اند که در جریان یک بحث خانوادگی دو راه حل در پیشروی زوجین قرار دارد: یا می توانند به طور کلی دیوانه شوند و از شدت عصبانیت به در و دیوار بد و بیراه بگویند و یا اینکه تصمیم بگیرند به طور کلی از وارد شدن به بحث و مشاجره خودداری کنند؛ اما آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که از هر 6 نفر، 5 نفر ترجیح می دهند که وارد مشاجره شوند و تنها 1 نفر از دعوا کردن صرفنظر می کند.

اگر از آینده ارتباط خود نگران هستید و نمی دانید که آینده ارتباط مشترکتان به کجا ختم می شود، اصلاً نگران نباشید (!) چون تنها نیستید. بر طبق گزارش های موسسه ملی آمار می توان گفت که در حدود نیمی از ازدواج های اول نهایتاً به طلاق ختم می شود، و جالب است بدانید که 60 % از ازدواج های دوم نیز به طلاق ختم می شود. و نکته ای که شاید کمتر کسی به آن توجه می کند این است که چرا هیچ کس دلیل سست شدن بنیان های خانوادگی را نمی داند؟

در جستجوی حقیقت پیرامون این مطلب که چه چیز سبب از بین رفتن زندگی زناشویی می شود و چه چیز توانایی آنرا دارد که پایه های ازدواج را محکم کند، به این نتیجه دست پیدا کرده ام که همه چیز به نحوه برقراری ارتباط کلامی بستگی دارد. اغلب روند گفتگوها حتی در حضور مشاورها نیز درست پیش نمی رود. اگر با دید مثبت به خیلی از مواردی که سبب ایجاد مشکل می شوند، نگاه کنیم دور از انتظار نیست که خودشان می توانند به عنوان نوعی منبع وحدت بیشتر به شمار روند و پیوندهای عاطفی میان زوجین را بیش از پیش تقویت نمایند. حتی دعوا کردن، جر و بحث و گله و شکایت کردن جزء موارد طبیعی ارتباطی هستند و نشان از سلامت یک ارتباط دارند.

درسی که من از 20 سال کارم در زمینه ازدواج و روابط زناشویی و مطالعه و تحقیق دقیقی که بر روی زندگی بیش از 2000 زوج انجام دادم بدست اوردم این است که زوج هایی می توانند در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنند که مشکلاتی را که از نظر دیگران غیر قال حل است، با گفتگوی مناسب و همدلی حل نمایند. تعداد بسیار زیادی از افراد هستند که تصور می کنند اگر دعوا نکنند ثبات و سلامت ارتباط خود را تضمین کرده اند و اکثراً تلاش می کنند که پرچم "ما اصلاً دعوا نمی کنیم" را بر فراز خانه خود افراشته نگه دارند. عقیده من این است که موفقیت حقیقی زمانی حاصل می شود که دو نفر بتوانند تفاوت های ذاتی یکدیگر را متوجه شده، آنها را بشناسند، و بپذیرند. تنها در این صورت است که دو نفر می توانند عشق واقعی خود را نثار یکدیگر کرده و از ثمرات واقعی ازدواج بهره بگیرند.

موفقیت و یا عدم موفقیت هر ازدواجی را می توان از ابعاد مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار داد اما به نظر من این شدت مشاجرات خانوادگی و توانایی برقراری تعامل کلامی است که می تواند زندگی دل انگیزی را به زن و شوهر هدیه دهد. در تحقیقات شخصی من برای تشخیص موفقیت زندگی های مشترک زوج ها را بر اساس فراوانی تعداد دفعات مشاجرات خانوادگی، سیمای ظاهری زوجین در حین جر و بحث، و واکنش های فیزیکی (نظیر بالا رفتن ضربان قلب، و میزان تعرق) در گروههای مختلف طبقه بندی نمودم. تیم آزمایشگاهی ما همه این موارد را زمانیکه بحث میان زن و شوهر بالا می گرفت تجزیه و تحلیل می کردند. در این میان کلماتی که از زبانشان خارج می شد و لحن ادا کردن این کلمات نیز مورد ارزیابی قرار گرفت.

اما خانم ها و آقایون همواره باید به این مطلب توجه داشته باشند که تنها دانستن این مطلب که چگونه می توانند به درستی با یکدیگر مشاجره کنند زندگی موفقی را به آنها مژده نمی دهد و برای رسیدن به موفقیت نهایی در زندگی مشترک خود باید چیزهای زیاد بسیاری را نیز آموزش ببینند. شما هیچ دو زوجی را پیدا نمی کنید که مشکلاتشان را با اتکا به یک شیوه ی همسان حل کنند و همچنین تعریف زوجها از مقوله ی "حل کردن مشکل" نیز به طور کلی از یک خانواده به خانواده دیگر کاملاً متفاوت است. با تحقیقات فراوان به این نکته دست پیدا کردم که خانواده های سالم عموماً از سه تکنیک زیر برای حل مشکلاتشان بهره می گیرند:

بررسی و تائید: اغلب با اتکا به این روش زوجین با یکدیگر مصالحه و سازش می کنند، و مشکلاتشان را برای رسیدن به توافق دو جانبه حل می کنند.

دگرگونی متغیر: دو طرف جوش می آورند و یک بحث داغ راه می افتد و نهایتاً هر کس بحث را به سوی دلخواه سوق می دهد.

اجتناب و فرار از مشاجره: زوجین با هم توافق می کنند که کاملاً طبیعی است که در موردی خاص با هم موافق نباشند و سعی می کنند تفاوت ها را همانگونه که هستند بپذیرند و به زندگی ادامه دهند.

پیش از این مشاوران خانوادگی تصور می کردند که تکنیک فرار و یا اجتناب از مشاجره خطرناک بوده و می توانند منجر به نابودی ازدواج شوند اما طی تحقیقاتی که من انجام دادم به این نتیجه رسیدم که هر سه شیوه کاملاً به یک اندازه مفید هستند و هر زوجی بسته به شرایط شخصیتی زن و مرد می تواند در شرایط مختلف آنها را به کار گیرد.

شیوه های یک ازدواج "سالم"

یکی از اولین نکاتی که در ازدواج باید آنرا رعایت کنیم "ادب" است. زمانی که شادی و خنده از میان می رود و جای خود را به خشم و نفرت می دهد، چیزی جز درد و انتقاد در انتظار زوج ها نیست. در این حالت دیگر هیچ شانسی برای برگرداندن ارتباط کلامی به حالت عادی وجود ندارد و الگوهای رفتاری درست در فضای خصمانه و سرشار از افکار منفی به طور کلی از میان می روند؛ اما هنوز یک مطلب جالب وجود دارد: خانواده هایی هستند که دعواهای آنها به سهمگینی طوفان است اما هنوز هم زندگی های شاد و قانع کننده ای را دنبال می کنند.

سه زوجی را که در زیر به شما معرفی می کنیم هر یک سه شیوه مختلف ارتباطی را برای خود برگزیده اند و هر سه از زندگی خود خشنود و راضی هستند.

بردیا و حنانه 30 ساله هستند و هر دو از خانواده ها ی می آیند که در آنها والدینشان تمایلی به برقراری ارتباط کلامی نداشته اند. به همین دلیل این دو تصمیم می گیرند که اصل اول ازدواج خود را بر روی برقراری ارتباط کلامی مفید پایه گذاری نمایند و در این کار هم موفق شده اند. هر چند گاه و بی گاه با هم مشاجره دارند اما پیش از اینکه به مرحله عصبانیت برسند، ابتدا در مورد تفاوت های موجود خود با هم صحبت می کنند و کنفرانس هایی را ترتیب می دهند که در آن هر کدام آزادانه نقطه نظرات خود را برای دیگری توضیح می دهد و اصولاً در آخر کار با هم بر سر مسائل به توافق رسیده و کارشان به مصالحه و سازش ختم می شود.

مجید 40 ساله و آنیتا 25 ساله دومین زوج ما هستند. آنها خودشان هم قبول دارند که بیش از هر زوج دیگری با هم مشاجره و دعوا می کنند. آنها اصولاً در حین مشاجره حرف یکدیگر را قطع می کنند و فقط از نظرات خود دفاع می کنند و هیچ توجهی به اینکه نظر طرف مقابل چیست و در حال توضیح چه مطلبی است ندارند. به هر حال با این اوضاع و احوال قادرند که در نهایت به نوعی سازش دست پیدا کنند و به نحوی با هم کنار بیایند. هر چند گاهی تنش زیادی به ارتباط آنها وارد می شود، اما به نظر می رسد که پس از اتمام دعوا خیلی سریع همه چیز را فراموش می کنند و به روال عادی زندگی باز می گردند.

جهان 29 ساله و ملیکا 27 ساله اظهار می کنند که تقریباً نظرشان در مورد بیشتر مسائل یکی است، و از آغاز کار هم همین تشابه بود که آنها را به هم جذب کرد. هر چند می توانند ساعت های متمادی از یکدیگر دور باشند، اما زمانی را که در کنار هم سپری می کنند بسیار لذت بخش است و کمتر اتفاق می افتد که بر سر موضوعی با هم اختلاف سلیقه داشته باشند؛ اما زمانی هم که بر سر مسئله ای با هم دچار مشکل می شوند، تصمیم می گیرند که هر یک جداگانه به پیاده روی برود و یا دوش بگیرند زیرا آب خود باعث تمدد اعصاب می شود و این دو نفر فکر می کنند که این شیوه خیلی بهتر از جر و بحث کردن است.

جای تعجب نیست که بردیا و حنانه هنوز هم به مدت 5 سال است که با هم زندگی می کنند و تا کنون هیچ گونه مشکلی نداشته اند و همینطور مجید و آنیتا و جهان و ملیکا. با این وجود زندگی های زناشویی مثل بردیا و حنانه برای مدت زمان زیادی به عنوان تنها الگوی یک ازدواج موفق و ایده آل شناخته می شد. این دو نفر حتی زمانیکه در مورد مسائل حساس صحبت می کنند باز هم این توانایی را دارند که احساسات خود را به طور کامل کنترل کرده، آرامش خود را حفظ کنند، و تا زمانیکه به درستی متوجه عقاید و احساسات طرف مقابل نشده اند از جای خود تکان نمی خورند.

به همین خاطر هم هست که من این قبیل زوج ها را در گروه "برسی و تائید" جای می دهم. حتی در داغترین نقطه ی بحث هم باز این اجازه را به همسر خود می دهند که حرف های دلش را بزند و به او این اعتبار را می دهند و حرف های او را با ارزش می پندارند حتی اگر نظر شخصی شان چیز دیگری باشد و اصلاً با او موافق نباشند. با بکارگیری این شیوه به مرور زمان نوعی احترام دو جانبه در ارتباط حکمفرما می شود و به مرور زمان از تعداد دفعات بحث و مشاجره ای که ممکن است زوجین با آن روبرو شوند کاسته می شود.

مجید و آنیتا موضع کاملاً متفاوتی نسبت به بردیا و حنانه دارند، اما باز هم پیوند های عاطفی آنها به قوت خودش باقی مانده. حال چطور افرادی که نحوه صحیح جر و بحث را نمی دانند باز هم می توانند زندگی خوب و خوشی را دنبال کنند؟ البته حقیقت اینجاست که همه زوج هایی که تا این حد با هم دعوا و جر و بحث می کنند، اینقدر خوشحال نیستند و زندگی پایداری را دنبال نمی کنند. به همین دلیل هم هست که ما آنها را "دگرگونی متغیر" نام نهاده ایم، چرا که در یک لحظه تا آخرین حد با هم دعوا می کنند، اما لحظه ای بعد هیچ چیز به دل نمی گیرند و دعوا را به دست فراموشی می سپارند و چون از حس بخشش بالایی برخوردار هستند به آسانی می توانند در کنار هم به آرامش برسند.

افرادی که در این گروه جای می گیرند احساس می کنند که حق آنها در زندگی به اندازه همسرشان است. به تمام انسان ها به یک چشم نگاه می کنند، حقوق همه افراد را مساوی می دانند، و افراد مستقلی هستند و انگیزه ی آنها برای ازدواج نمایان ساختم خصوصیت ها منحصر بفردشان می باشد. در حقیقت در بیان احساسات خود به یکدیگر خیلی راحت هستند، هیچ تعللی در ابراز احساسات خود نشان نمی دهند، و افراد رک و روراستی هستند.

این قبیل ازدواج ها خیلی شور و هیجان بالایی دارند و افراد نسبت به هم احساسات زیادی دارند. و اما کسانیکه از شیوه "اجتناب و فرار" استفاده می کنند مانند جهان و ملیکا مثل این است که اغتشاشات، آشوب، و جنجال یک طوفان سهمگین را به قصد رسیدن به آبهای آرام ساحل تابستان ترک می نمایند. اتفاقات خاصی در این قبیل زندگی ها نمی افتد. نام دقیقتر این قبیل زوج ها "کوچک کننده مشاجرات" است. با جای اینکه که بیایند و بنشینند و در مورد اختلافاتشان با هم بحث کنند جریان را خیلی ساده گرفته و از آن می گذرند و به نوبه خود در ازدواج موفق هستند.

شاید تفاوت های بسیار زیادی را در این سه نمونه زندگی مشاهده کنید. یکی بی توجهی می کند یکی مشکلات را هدف قرار می دهد و یکی پا به فرار می گذارد؛ اما نکته ای که هست این است که خانواده هایی هستند که به طور مجزا هر یک از سه شیوه فوق ر به کار می گیرند و موفق هم هستند. در حقیقت در مثال های بالا هر یک از سه گروه شیوه منحصر بفرد خود را انتخاب نموده تا در کنار همسرش به آرامش و آسایش دست پیدا کند.

علم عادت شناسی ازدواج

ماهیت احساسی هر ازدواج به میزان تعادلی که میان احساسات مثبت و منفی زوجین وجود دارد بستی دارد. این تعادل عامل مهمی است که به مثابه یک ترموستات عمل می کند و کار آن تعدیل هارمونی احساسی در زندگی مشترک است. به عنوان مثال اگر زوجین به یکدیگر توهین کرده و یکدیگر را تحقیر کنند، باید بدون معطلی عذرخواهی کرده و با انتقال احساسات مثبت به طرف مقابل ناراحتی ایجاد شده را از دل او در بیاورند. حالا لازم نیست که حتماً این کار را همان لحظه انجام دهند، اما به هر حال دیر یا زود می بایست این کار را انجام دهند.

چیزی که اساساً زوج های راضی را از زوج هایی که در بدبختی گیر افتاده اند، جدا می کند تعادل موجود میان احساسات مثبت و منفی است که نسبت به یکدیگر دارند.

به عنوان مثال زوج های جزء گروه "دگرگونی متغیر" دعواهایی که میانشان اتفاق می افتد را بعداً با مقدار بسیار زیادی عشق و محبت جبران می نمایند، البته منظور ما از تعادل یک رقم 50 – 50 نیست. به عنوان بخشی از تحقیقاتم من مدت زمانی را که زوجین با هم به بحث و مشاجره می پرداختند و زمانی را که به هم انرژی مثبت می دادند، یکدیگر را ناز و نوازش می کردند، به هم لبخند می زدند، از هم تعریف می کرند، و غیره را جدول بندی نمودم و به این نتیجه رسیدم که نسبت بسیار جالبی میان زمانهای مثبت و منفی وجود دارد که در تمام ازدواج های موفق تقریباً مشابه است.

این نسبت 5 به 1 بود. به این معنا که زمانهای خوشی و مثبت 5 برابر بیشتر از زمان های مشاجره و کدورت است. یک چنین زندگی در طول زمان ثبات و دوام خواهد داشت. در مقابل زوج هایی که نهایتاً کارشان به طلاق کشیده می شود معمولاً لحظات خوبی و خوشی کمتری با هم داشتند و عمده زمانی را که با هم سپری می کردند به بحث و مشاجره می پرداختند.

علائم خطر: چهار اسب سوار

اگر شما جزء افرادی هستید که در یک ازدواج نادرست قرار گرفته اید، شاید احساس کنید که به هیچ وجه قادر نیستید از مخمصه ای که در آن گرفتار شده اید بیرون بیایید. بیشتر زوج ها قبل از اینکه راهی دادگاههای خانواده شوند، به هیچ وجه قادر به تغییر روند روابط کلامی خود نیستند و همین امر سببب ایجاد جدایی میان آنها می شود و پایان تلخی را برای زندگی آنها در پی دارد.

پیش بینی این مسئله که احساسات و عکس العمل هایی که متعاقب آنها از افراد سر می زند می تواند شانس نجات یک ازدواج را افزایش دهد. من معتقدم که زوجین با تجزیه و تحلیل موانعی که سبب ایجاد بی ثباتی در روابط آنها می شود می توانند راه خود را به سمت تجربه یک زندگی شیرین باز کنند و ماجراجویی های زندگی مشترک خود را از نو آغاز نمایند.

اولین آبشاری که زوجین باید در دمادم آشفتگی های زندگی از آن عبور کنند "چهار اسب سوار" است که 4 فاکتور مصیبت بار برای تعامل کلامی هستند و قادرند تا تلاش شما را به طور کامل برای برقراری ارتباط کلامی مقتضی پایمال کنند. زمانیکه زوجین به این نوع جبهه گیری ها عادت کنند رفته رفته حس منفی آنها به هم بیشتر شده و بنیان زندگی خانوادگی از هم پاشیده می شود. نهایتاً کور و کر می شوند و به هیچ وجه قادر به رویت تلاش های طرف مقابل برای ایجاد صلح و آرامش نمی شوند. زمانیکه پای یک اسب سوار جدید به رابطه باز می شود، او راه را برای ورود دیگری هموار می سازد و خیلی بی سر و صدا کلیه آمال و آرزوهای زوجین را با خاک یکسان می کند.

اولین اسب سوار:
انتقاد

زمانیکه سلما و رضا سال اول دانشگاه با هم آشنا شدند و ازدواج کردند همه تصور می کردند که خوشبخت ترین زوج روی زمین هستند. اما پس از مدتی مشکلات خودشان را نشان دادند. به عنوان نمونه آنها در زمینه صرفه جویی با هم اختلاف نظر داشتند. سلما احساس می کرد که همسرش بیش از اندازه ولخرج است. در ابتدا به او تذکر می داد اما زمانیکه متوجه شد حرف هایش به هیچ وجه بر روی رضا اثر نمی گذارند، تصمیم گرفت تا موضع خودش را تغییر دهد و اتفاقی که نباید می افتاد به وقوع پیوست و کاری را انجام داد که چیزی جز مرگ و ویرانی را برای ارتباطشان به همراه نداشت: به جای اینکه مستقیماٌ در مورد این رفتار رضا گله و شکایت کند، شروع کرد به انتقاد کردن از او.

اکر با نگاهی سطحی به این موضع نگاه کنید، شاید به نظرتان هیچ گونه تفاوتی میان انتقاد و شکایت جود نداشته باشد؛ اما انتقاد عبارت است از حمله کردن به شخصیت طرف مقابل و زیر سوال بردن ماهیت درونی وی و معمولاً با سرزنش همراه است. مثلاً وقتی سلما می گوید: "تو همیشه فقط به خودت فکر می کنی" او به رضا توهین می کند و نه تنها کاری که رضا انجام داده است را زیر سوال می برد بلکه او را فرد خودخواهی نیز تصور می کند.

از آنجایی که تنها تعداد کمی از زوج ها هستند که می توانند به طور کامل از انتقاد خودداری کنند اغلب زوج ها گهگاه از هم انتقاد می کنند و اولین اسب سوار اصولاً بسیار وارد است و به خوبی می داند که باید چگونه پای خود را به زندگی های زناشویی باز کند. یکی از دلایلش هم این است که انتقاد یک میان بر برای گله و شکایت است. البته ما منکر این امر نیستیم که نشان دادن ناراحتی و عدم موافقت یکی از شیوه هایی است که اگر به روش صحیح ابراز می شود می تواند بنیان های خانوادگی را محکم تر کند.

مشکل از زمانی شروع می شود که یکی از طرفین احساس می کند طرف مقابل برای حرف های او هیچ گونه ارزشی قائل نیست و بدون توجه به شکایات همسر خود برای دفعات مکرر آن کار را تکرار می کند و به طرف مقابل آسیب می زند. زمانیکه چنین وضعیتی پیش می آید با هر بی توجهی فرد به یاد تمام بی توجهی های که همسرش از بدو شروع زندگی مشترک نسبت به او داشته می افتد و به تدریج فرد شروع می کند به انتقاد کردن از همسر و به جای اینکه تنها از کاری که همان لحظه انجام داده ایراد بگیرد و ناراحتی خود را ابراز کند، کل شخصیت او را زیر سوال می برد.

یکی از رایج ترین انواع شکایت ها این است که فرد لیست بلند و بالایی از کلیه گله و شکایت های بی پاسخ مانده خود در ذهن درست می کند و تحویل طرف مقابل می دهد. من این کار را تشبیه به "سینک ظرفشویی" می کنم. شما هر چیزی که در آشپزخانه به چشمتان می خورد را داخل سینک پرت می کنید. نوع دیگر انتقاد این است که همسرتان را غیر قابل اعتماد می کنید، به این ترتیب که می گویید: "من به تو اعتماد کرده بودم و فکر می کردم تو لیست کارها را چک می کنی ولی تو با بی توجهی این کار را انجام ندادی و باعث شرمندگی من شدی، این بی توجهی و بی اهمیتی تو نسبت به مسائل اطرافت واقعاً مرا شگفت زده می کند". فرق میان شکایت و انتقاد این است که شکایت فرد را متهم به ارتکاب جرم نمی کند و در حقیقت نارضایتی فرد از یک امر بخصوص را به تصویر می کشد اما انتقاد دارای یک چنین ماهیتی نیست.

یکی دیگر از جنبه های انتقاد کیفیت تعمیم دادن و گرفتن نتایج کلی در مورد طرف مقابل است. یکی از نشانه های انتقاد استفاده مکرر از کلماتی نظیر: "تو هیچ وقت" و "تو همیشه" است.

شکایت: "ما به اندازه ای که من دوست دارم بیرون نمیریم"
انتقاد: "تو اصلاٌ من رو هیچ وقت بیرون نمی بری"

شاید کسی که انتقاد می کند خودش هم متوجه نباشد که در حال انجام چه کاری است و بادست های خود در حال نابود کردن رابطه اش می باشد. زمانیکه جو انتقاد بوجود می آید، مشکلات فراوان دیگری نیز وارد رابطه می شوند که وضعیت را از قبل هم بدتر می کنند. زمانیکه یک چنین اتفاقی می افتد جارچی خبر ورود دومین اسب سوار را هم می دهد که شما را بیش از پیش دچار دردسر می کند.

دومین اسب سوار:
اهانت

اولین سالگرد ازدواج رضا و سلما فرا رسید اما آنها هنوز نتوانسته بودند اختلافات مالی را که با هم داشتند حل و فصل نمایند. متاسفانه دعواهایی که با هم داشتند شدت بیشتری پیدا کرده بود و جنبه شخصی به خود گرفته بود. سلما دیگر مانند گذشته حس خوبی نسبت به رضا نداشت. در حین همین جیغ و فریاد ها بود که یکروز سلما می گوید: "چرا اینقدر بی مسئولیت هستی؟" دیگر میزان عصبانیت او به اوج می رسد و شروع می کند به تحقیر کردن و اهانت به رضا. رضا هم کاسه صبرش لبریز می شود و می گوید: "خفه شو، احمق، از دستت خسته شدم" و همین جاست که دومین اسب سوار "اهانت" وارد میدان می شود.

تفاوت میان انتقاد و اهانت این است که با اهانت طرف مقال را کوچک و حقیر می کنیم و از نظر روحی و روانی به او آسیب وارد می آوریم. با کلمات و زبان بدنی ضربات مهلکی به قلب شریک زندگی خود وارد می کنید. منبع تغذیه آن هم داشتن افکار و احساسات منفی نسبت به شریک زندگی تان است. با خود فکر می کنید او احمق وبی لیاقت است.

زمانی که یک چنین اتفاقی به وقوع می پیوند، زوجین به این موضوع فکر می کنند که اصلاً به چه دلیل عاشق هم شده اند؟ و به محض اینکه چنین فکری به ذهنشان خطور می کند دیگر از وجود هم لذت نمی برند، از هم تعریف نمی کنند، و هیچ جذابیتی در نظر یکدیگر ندارند و نقطه کانونی ارتباط آنها تبدیل به فحاشی و بد زبانی می شود.

متاسفانه تجربه سلما و رضا چیز نادری نیست. زمانیکه اهانت و تحقیر پای خود را به رابطه باز می کند، شما به مرور زمان خصوصیات مثبت شریک زندگی تان را به دست فراموشی می سپارید و در زمانیکه عصبانی هستید حتی یک خوبی هم نمی توانید در وجود او پیدا کنید.

تشخیص اینکه شما و همسرتان دچار این آسیب شده اید کار ساده ای است. از جمله بارزترین نشانه ها می توان به موارد زیر شاره کرد:

دشنام
مسخره کردن
زبان بدنی – نیشخند، چپ نگاه کردن، پیچش لب بالایی

در روابط موفق هم حتی انتقاد و اهانت وجود دارد زیرا همه ما انسان هستیم و بروز این موارد در وجود بشر کاملاً طبیعی است. اما اگر تا این حد پیش رفتید برای از بین بردن این قبیل اهانت ها و بازگرداندن شادی به زندگی به محض اینکه متوجه شدید بحث رو به دشنام دادن حرکت می کند حداقل باید تا مدتی از صحبت کردن بر سر مسائل مشکل زا با شریک زندگی خود بپرهیزید.

سومین اسب سوار:
حالت تدافعی گرفتن

زمانیکه اهانت و تحقیر وارد یک خانه می شود ارتباط زناشوی از بدهم بدتر می شود. زمانیکه یکی به دیگری اهانت می کند، او هم حالت تدافعی به خود می گیرد و واکنشی به مراتب بدتر از خود نشان می دهد. هر یک از این دو نفر تصور می کند که قربانی این ارتباط شده است و هیچ یک تمایلی به آن ندارد که کوتاه بیاید و برای حل مشکل اصلی قدم بردارد. در حقیقت هر یک خودش را بی گناه می داند.
مشکل اصلی از اینجا نشات می گیرد که چون فرد خودش را به نوعی قربانی محسوب می کند به همین دلیل هیچ اشکالی نمی بیند که دست به دفاع از خودش بزند؛ و این کار به جای اینکه مشکل افراد را حل کند مانعی بر سر راه آنها خواهد بود. اگر حالت تدافعی به خود بگیرید، در حقیقت با این نگرش مشکلات زناشویی خود را دو چندان کرده اید. خود را با علائم "حالت تدافعی" آشنا کنید تا بتوایند آنها را آنچنان که ماهیت واقعی شان هست تشخیص دهید:

عدم مسئولیت پذیری. بدون توجه به این مطلب که شریکتان مرتکب چه خطا و یا اشتباهی شده است شما پافشاری می کنید که باید او سرزنش شود و معتقدید که هیچ کار خطایی از شما سر نزده است.
بهانه جویی: شما ادعا می کنید که شرایط خارجی که فرای قدرت کنترل شما هستند شما را مجبور کرده اند که یک چنین واکنشی از خود نشان بدهید.

مخالفت به دلیل ذهن خوانی منفی انگارانه. گاهی اوقات ممکن است همسرتان در مورد احساسات شخصی و خصوصی تان حدس و گمان هایی بزند: "من می دانم تو در این مورد چه فکری می کنی" و یا "من می دانم تو فکر میکنی این وقت تلف کردن است". زمانیکه این نوع ذهن خوانی به سمت افکار منفی متمایل می شود، سبب ایجاد حالت تدافعی در شما می شود.

شکایت ممزوج – شما با شکایت و یا انتقاد همسرتان مواجه می شوید و سریعاً خودتان هم شروع می کنید به شکایت کردن از او و اصلاً هیچ توجهی نمی کنید که همسرتان مشغول صحبت کردن پیرامون چه امری بوده است.

تکرار مکررات – به جای اینکه تلاش کنید تا نقطه نظرات همسرتان را متوجه شوید، به دفعات زیاد حرف های خودتان را بی توجه به دیدگاه طرف مقابل تکرار می کنید. هر دو فکر می کنند که حق با آنهاست و تصور می کنند که فکر کردن به نظریات طرف مقابل وقت تلف کردن است.

اولین راه برای رهایی از دام دومین اسب سوار این است که احساس نکنید همسرتان با هر حرفی که می زند قصد دارد به شما حمله کند. سعی کنید خودتان را با او همدل کنید، شاید انجام این کار در زمان عصبانیت ساده نباشد اما بعداً که قدری آرام تر شدید به راحتی می توانید از عهده آن برایید. وقتی این کار را انجام دهید متوجه خواهید شد که می تواند چه تاثیرات معجزه آسایی را در بر داشته باشد. اگر با آغوش باز از حرف های او استقبال کنید، همسرتان نیز انتقاد را کنار می گذارد و در زمان اختلاف سلیقه لازم نیست که افراد حالت تدافعی به خود بگیرند.

چهارمین اسب سوار:
دیوار سنگی

از آنجایی که رضا از نحوه برخورد و حملات سلما خسته و درمانده شده بود به مرور زمان تصمیم گرفت که جواب او را ندهد و شرایط آنها هر روز بدتر می شد و دیگر خبری از گفتگو و تبادل نظر نبود. دعواهای آنها اینگونه بود که سلما شروع می کرد به داد و فریاد زدن و رضا هم می نشست و چیزی نمی گفت و سلما با جیغ و فریاد می گفت: "تو فقط بلدی یک گوشه بنشینی و هیچ چیز نگویی، مثل این است که من با دیوار حرف می زنم."

اصولاً در زمان صحبت کردن، کسی که شنونده است پس از اتمام حرف گوینده از خود عکس العملی نشان می دهد، اما کسی که مثل دیوار میشود هیچ گونه واکنشی نسبت به حرف های طرف مقابل از خود نشان نمی دهد و فقط سکوت می کند.
کسانیکه این کار را انجام می دهند، شاید خو
دشان هم خبر نداشته باشند که با انجام یک چنین کاری باعث بیشتر کردن فاصله میان خود و همسرشان می شوند. قصد دارند که با این کار عدم رضایت خود را نشان دهند اما در واقع خود را انسان خود بین و از خود راضی نشان می دهند. این مسئله به ویژه زمانی صدق می کند که آقا یک چنین واکنشی را در برابر همسرش از خود نشان می دهد. بیشتر آقایون زمانیکه خانم ها یک چنین کاری را در مقابلشان انجام می دهند، بیش از اندازه از نظر روحی احساساتشان تحت الشعاع قرار نمی گیرد؛ اما زمانیکه خانم ها با یک چنین عکس العملی مواجه می شوند ضربان قلبشان بیش از اندازه بالا می رود.

زمانیکه افراد به یک چنین وضعیتی می رسند، باید گفت که احتمال از هم پاشیدن زندگی مشترک نیز بالا می رود. اغلب زن و شوهر تصمیم می گیرند که از هم جدا زندگی کنند و کمتر همدیگر را ببینند و نهایتاً نیز طلاق می گیرند. نجات زندگی مشترک در یک چنین شرایطی نیازمند کار بسیار زیاد و همدلی روحی است.

زمانیکه پای چهارمین اسب سوار به زندگی مشترک باز می شود، خطرات دیگری هم در پی آن ایجاد می شود. زن و شوهر احساس اولیه ای که نسبت به یکدیگر داشته اند را از یاد می برند، افکار منفی نسبت به یکدیگر وجودشان را فرا می گیرد و کلیه این امور خود به خود به فاصله گرفتن و تنهایی هر یک از زوجین دامن می زند، اما اگر خانم و آقا به درستی تشخیص دهند که دچار چه وضعیتی شده اند و چه اتفاقی برای ازدواج خوبشان روی داده باز هم می توانند الگویی برای بهبود وضعیت خود گسترش دهند و مجدداً کنترل امور را به عهده بگیرید.

کلید ارتقا و بهبود ازدواج

زمانیکه احساس در هم شکستگی به شما دست می دهد، تعمداً تلاش کنید تا خودتان را آرام کنید. این استراتژی به شما کمک می کند تا بتوانید حالت تدافعی کمتری به خود بگیرید و تبدیل به یک دیوار سنگی نشوید. بر طبق نمونه های آزمایشگاهی زمانیکه ضربان قلب هر یک زوجین بالا می رود، دیگر قادر به ادامه گفتگوی سالم نیستند و اساس ارتباط موجه از بین می رود. اگر افراد یاد بگیرند که چگونه می توانند در تمام طول بحث خونسرد بمانند و در تمام شرایط آرامش خود را حفظ کنند، مشاجرات بی حاصل میان آنها کاهش پیدا می کند و دیگر لازم نیست که از صحبت های ضروری فرار کنند.

همچنین اگر زوجین آموزش ببینند که در طول بحث حالت تدافعی به خود نگیرند، عادات مخرب دیگر نیز از زندگیشان حذف خواهد شد. اگر شنونده غیر تدافعی باشید، منفی گرایی کمتری در ذهن شما جایگزین می شود و همچنین کمتر تصور می کنید که باید نقش یک دیوار سنگی را ایفا کنید؛ به ویژه برای آقایون. اما به خاطر داشته باشید که حالت تدافعی گرفتن یک خیابان دو طرفه است و اگر به دور از حالت تدافعی صحبت کنید، مطمئن باشید که طرف مقابل هم با یک چنین لحنی با شما صحبت خواهد کرد.

یکی از مواردی که می تواند برای ارتباط سودمند باشد این است که به طرف مقابل بفهمانید که او را درک می کنید. این مسئله دقیقاً نقطه مقابل انتقاد، اهانت، و حالت تدافعی گرفتن است. به جای اینکه به نظرات طرف مقابل حمله کنید و یا نسبت به آنها بی توجهی به خرج دهید، بهتر است برای یک لحظه هم که شده خودتان را جای او بگذارید و از دید او این مطلب را بررسی کنید و شاید به این نتیجه برسید که حرف های او زیاد هم بیراه نیستند.

زمانیکه در مشاجرات از این تکنیک استفاده کرده و به موفقیت برسید، ترجیح می دهید که دفعات بعدی نیز همین کار را انجام دهید. به این منظور باید تلاش فراوانی کنید و تکنیک مورد نظر را به دفعات تکرار نمایید. به مرور زمان این نوع نگرش در وجود شما به صورت خودکار جایگزین واکنش های غیر اصولی می شود و حتی زمانیکه خسته هستید باز هم می توانید مکالماتی داشته باشید که نهایتاً به نفع دو طرف به پایان برسند.

تمرین: مقایسه کنید

این تمرین به شما این شانس را می دهد که میزان تداوم و قدرت زندگی مشترک خود را با زوج های دیگر مقایسه کنید.

1- هر یک از شما نام چهار زوجی را که هر دو می شناسید بر روی یک برگ کاغذ یادداشت کنید. دو نمونه زوجی که تصور می کنید ازدواج "موفق" داشته اند و دو نمونه "ازدواج ناموفق"

2- حال با هم اسم ها را بررسی کنید و هر یک دلایل این امر را که چرا فکر می کنید ازدواج آنها موفق و یا ناموفق بوده را بیان کنید. شاید یکی را به خاطر نحوه بزرگ کردن فرزندان ستایش می کنید و دیگری را به خاطر اهانت کردن به یکدیگر در جلوی جمع سرزنش کنید.

3- در میان این زوجها جایگاه زندگی مشترک خود را مشخص کنید. ببینید شما و همسرتان برای عبور از شرایط سخت چه واکنش هایی را انجام می دهید و چگونه مشکلات موجود در زندگی را اداره و کنترل می نمایید. آیا به رفتارهایی برخورد می کنید که آنها را نمی پسندید و تمایل به تغییر دادن آنها داشته باشید؟ آیا برخوردهایی هستند که بخواهید آنها را در زندگی خود راه دهید؟

4- ببینید توانایی شما به عنوان یک زوج برای برطرف کردن موانع و مشکلات تا چه حد است. آیا مشکلاتی در زندگی شما بوده اند که از آنها با موفقیت عبور کرده باشید و اگر چنین است این کار را چگونه انجام داده اید؟

جبران آسیب ها

خوشبختانه در همه روابط بالاخره راهی برای درست کردن اوضاع و احوال آشفته وجود دارد که معمولاً زمانی به آنها نیاز می شود که هر دو نفر ناامید و عصبانی هستند. خانواده های خوشبخت برای خود یکسری عبارات و اعمالی دارند که در حین مشاجرات با اتکا به آنها از بروز افکار منفی در ذهن طرف مقابل جلوگیری بعمل می آورند و اجازه نمی دهند که رفتار خود و همسرشان غیر قابل کنترل شود. این واکنش ها از نظر روانشناسی مانند چسبی عمل می کند که زن و شوهر را همچنان متصل بهم نگه می دارد. از جمله این موارد می توان به چند نمونه زیر اشاره کرد:

1- سعی کنید نظرات خود را لحظه به لحظه در مورد خود بحث اعلام کنید، مثلاً: "اجازه بده حرفم را تمام کنم" و یا "فکر می کنم از موضوع اصلی بحث منحرف شده ایم" و یا "این حرف تو احساسات مرا خدشه دار کرد" و...

2- همان موقع که چیزی در حال وقوع است نظر خود را اعلام کنید و اجازه ندهید تا افکار منفی در مورد مسئله ای خاص آنقدر رشد کنند که ذهن شما را احاطه نماید.

3- به همسرتان یاد آوری کنید که با وجود بحث ها و مشاجراتی که با هم دارید، باز هم او را دوست می دارید و برایش احترام قائل هستید.

4- از عباراتی نظیر: "بله، متوجه شدم" ، "ادامه بده" ، "درسته" استفاده کنید تا طرف مقابل متوجه شود که برای حرف هایش ارزش قائل هستید. این مسئله از نظر روحی روی طرف مقابل تاثیر زیادی می گذارد و جزء تکنیک هایی است که زوج های موفق در آن تبحر خاصی دارند.

 

با آزمايش‌های پيش از زايمان آشنا شويد

آزمایش‌های پره‌ناتال چه آزمایش‌هایی هستند؟ این آزمایش‌ها را از زمانی که حاملگی شروع می‌شود یعنی به محض عقب افتادن سیکل قاعدگی...

اگر شما جزو آن گروه از زوج‌هایی هستید که در هر سن و سال برای باردار شدن‌تان برنامه‌ریزی دارید، به‌طور قطع به اهمیت مشاوره پیش از بارداری و ضرورت چکاپ کامل خود پیش از باردار شدن پی برده‌اید. اما آیا تا به حال نام تست‌های پره‌ناتال را شنیده‌اید و آنها را می‌شناسید؟ ما گفتگویی با دکتر شیرین نیرومنش، متخصص زنان و نازایی، فلوشیب پریناتولوژی (طب مادر و جنین) و استاد دانشگاه علوم‌پزشکی تهران ترتیب دادیم که نه تنها با این تست‌ها آشنا شویم بلکه ضرورت انجام هر کدام را هم متوجه شویم...

آزمایش‌های پره‌ناتال چه آزمایش‌هایی هستند؟

این آزمایش‌ها را از زمانی که حاملگی شروع می‌شود یعنی به محض عقب افتادن سیکل قاعدگی ماهیانه باید انجام داد. انجام این تست‌ها به منظور تشخیص زودرس مشکلات جنین است تا اگر مشکلی وجود دارد، به درمان جنین در داخل شکم مادر بپردازیم. این آزمایش‌ها، از آزمایش و بررسی‌های ساده تا انواع تخصصی ادامه دارد. یعنی شامل معاینات بالینی شرح حال کامل است مانند: گرفتن فشارخون، وزن بیمار، سابقه بیماری یا جراحی‌های او، داروهایی که مصرف می‌کرده، اینکه آیا قبلا سابقه تزریق خون داشته یا نه و... سپس یک آزمایش خون برای بررسی گلبول‌های قرمز و کم‌خونی احتمالی مادر و یک آزمایش ادرار به عمل می‌آید. اوره و کراتینین خون و فاکتورهای ادراری بررسی می‌شود و کشت ادرار صورت می‌گیرد.

اگر کسی سابقه مشکل ادراری و کلا هیچ علامتی نداشته باشد باز باید آزمایش ادرار بدهد؟

بله، این بررسی لازم است چون خود حاملگی زمینه عفونت را به دلیل تغییرات هورمونی فراهم می‌کند. این بررسی‌ها، به علاوه تعیین گروه خونی و RH یعنی مثبت یا منفی بودن گروه خون و همچنین بررسی از نظر هپاتیت در همه باید انجام شود ولی گروه‌هایی هستند که پرخطر محسوب می‌شوند مانند مبتلایان به فشارخون، دیابت، آنها که سابقه زایمان قبلی نوزادی با وزن بالا برای مثال 5/4 کیلو را داشتند یا مرگ جنین داخل رحمی داشتند و یا سن بالایی دارند که نیازمند پیگیری و بررسی بیشتر هستند.

پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازیم، لطفا برای کسانی که نمی‌دانند تعیین گروه خونی چه اهمیتی دارد و میزان اهمیت این تست را می‌خواهند، توضیحی دهید.

اهمیت این بررسی تا آنجاست که گاهی خانم‌ها هفت- هشت بار حاملگی ناموفق را تجربه می‌کنند و یا نوزادشان را از دست می‌دهند چون همین چکاپ ساده و بررسی آن را انجام نداده‌اند. اگر مادری با هر نوع گروه خونی دارای RH منفی باشد، باید گروه خونی شوهرش تعیین شود. در صورت مثبت بودن شوهر، فقدان تجانس RH اتفاق می‌افتد و باید تحت نظر باشد و حتی اگر هیچ‌گونه مشکلی در طی حاملگی نداشت، در حدود هفته 28 تا 32 بارداری آمپول روگام تزریق کند و حتما پس از زایمان هم آن را بزند. این خانم‌ها اگر به هر دلیلی مانند ضربه به شکم دچار لکه‌بینی و خون‌ریزی شوند یا تست تشخیصی خاصی (مانند نمونه‌برداری از مایع آمنیوتیکی یا بیوپسی جفت که باید سوزنی وارد شکم او کنیم) انجام دهند باید حتما برای پیشگیری آمپول مزبور را تزریق کنند. کسانی که همین کار ساده را انجام نداده‌اند، درمان بسیار سخت و تخصصی تزریق خون به جنین داخل شکم را باید انجام دهند. این کار تنها در دو مرکز در ایران انجام می‌شود. یکی از آنها بیمارستان میرزاکوچک‌خان است. گاهی هفت یا هشت بار تحت سونوگرافی، از راه رگ بند ناف یا به داخل شکم جنین خون تزریق می‌کنیم، به این امید که او بتواند زنده متولد شود.

سونوگرافی هم یکی از بررسی‌های پره‌ناتال است؟

بله، به‌طور وسیع از این تست بهره می‌گیریم. وضعیت جنین، چندقلویی، سن حاملگی و خیلی از نقایص جنینی را با سونوگرافی معلوم می‌کنیم. برای مثال اگر جنین نقصی در جدار شکم دارد و کبد یا اندام داخل شکمی، در خارج از بدنش باشد با سونوگرافی قابل تشخیص است. مهم‌تر از همه اینکه در هفته 11 تا 14 بارداری توصیه می‌کنیم همه بررسی‌ سونوگرافی برای تشخیص نشانگان داون را انجام دهند. (در شهرهای بزرگ امکان بررسی وجود دارد) این سونوگرافی بسیار تخصصی است و تنها ده تا دوازده نفر از متخصصان مهارت انجام این سونوگرافی را در سطح تهران دارند. با این بررسی، ضخامت پشت گردن جنین و همچنین استخوان بینی او بررسی می‌شود. در موارد مشکوک به نشانگان داون یا منگولیسم استخوان بینی جنین در سونوگرافی دیده نمی‌شود و ضخامت پشت گردن‌اش افزایش پیدا می‌کند. همراه با این سونوگرافی یک آزمایش خون خاص هم می‌گیریم که به بررسی پروتئین مخصوصی درخون مادر می‌پردازد. آزمایشگاه خاص (حداکثر یک یا دو مرکز در تهران داریم) برنامه کامپیوتری مخصوصی دارد که با مراکز معتبر دنیا مرتبط است و میزان آن فاکتور و سن مادر را وارد می‌کند، تا خطر نشانگان داون مشخص شود. برای آنهایی که در گروه پرخطر باشند، تست بررسی سلامت جنین یعنی آمینوسنتز انجام می‌شود. برای خانم‌های بالای 40 سال از همان ابتدا و در حوالی هفته 15 بارداری تست آمینوسنتز را توصیه می‌کنیم.

مایع آمینوتیک را که جنین در آن غوطه‌ور است چه‌طور بررسی می‌کنید که سلامت او را تهدید نکند؟

یک سوزن از راه شکم مادر وارد کرده و حدود 20 سی‌سی مایع را می‌کشیم (بین هفته 15 تا 30 بارداری) و به آزمایشگاه می‌فرستیم. با این تست نه تنها نشانگان داون بلکه بسیاری مشکلات کروموزومی او معلوم می‌شود. این مایع روز بعد دوباره به وسیله سیستم‌های شگفت‌انگیز داخل بدن مادر جایگزین می‌شود. مهارت پزشک و زمان مناسب این تست مهم است و از عوارض احتمالی می‌کاهد (از هر 200 نفر یک نفر احتمال سقط دارد). گاهی حتی با سوزن مخصوص قسمتی از جفت را برمی‌داریم تا از نمونه بپوسی به مشکلات موجود پی ببریم. اگر جنین مشکل حاد برای مثال نشانگان داون داشته باشد، می‌توانید از طریق مراجع قضایی نسبت به ختم‌ حاملگی اقدام کنید.

تزریق خون به جنین یا مواردی که توضیح دادید را تحت سونوگرافی انجام می‌دهید.‌ آیا این سونوگرافی زیادی مانعی ندارد؟

به‌طور معمول در بارداری طبیعی سه بار سونوگرافی را توصیه می‌کنیم. یک بار سه ماه اول، یک بار هفته 18 تا 22 برای نقایص جنینی و یک بار سه ماهه سوم اما مادری که فقدان تجانس RH دارد یا در مواردی که باید درمانی مانند تزریق خون به جنین داشته باشیم گاهی مادر هر هفته سونوگرافی می‌شود و هر بار یک ساعت طول می‌کشد با اینکه عوارضی تا به حال به دلیل این امر نداشتیم چون سونوگرافی اشعه ندارد بلکه امواج صوتی است اما توصیه می‌کنیم سونوگرافی بی‌دلیل نکنند.

و اما تست بعدی؟

گرفتن نوار قلب جنین. یک نوار دور شکم مادر می‌بندیم (در سه ماهه سوم) و مادر در حال استراحت دراز می‌کشد. دستگاهی روی شکم مادر قرار می‌گیرد که مانند پراب سونوگرافی است و می‌تواند ضربان قلب و نوار قلب جنین را ثبت کند. باید 120 تا 160 بار در دقیقه باشد. بعضی جنین‌ها ضربان غیرطبیعی دارند، تپش بیش از حد دارند یا وقتی حرکت می‌کنند به جای آن که ضربانشان بالا رود، کمتر می‌شود که می‌توانیم با این بررسی، مشکل را تشخیص داده و درمان کنیم. تست بعدی گرفتن خون از جنین است. با این کار مشکلاتی مانند تیرویید را تشخیص داده و کم‌خونی‌های جنین را معلوم کرده و درمان می‌کنیم.

و اما تست دهم؟

این غربالگری خیلی مهم است و به خصوص آن را در آخر می‌گویم که به یاد همه بماند. همه خانم‌ها حتی آنها که سابقه دیابت در خانواده ندارند باید در هفته 24 حاملگی تست تحمل گلوگز بدهند تا اگر دیابت نهفته دارند، معلوم شود. هیچ‌کس مستثنا نیست. به وزن کم، سن کم و حاملگی اول یا چندم هم ربطی ندارد و باید انجام شود. اگر خانمی سابقه مثبت دیابت در خانواده داشته باشد، باید در همان اول حاملگی و در اولین مراجعه تست گلوگز بدهد. اگر دیابت او نهفته باشد رژیم خاص غذایی و ورزش مناسب توصیه می‌شود و اگر هم نیازمند تجویز انسولین باشد جای نگرانی نیست. ما می‌توانیم انسولینی را که مادر باید در حالت طبیعی به مقدار کافی ترشح می‌کرده و در خون می‌ریخته، به صورت تجویز انسولین جبران کنیم و مقدار آن را به حد کافی و امن برای سلامت مادر و جنین برسانیم.
 

درمان موثر خانگی برای لطافت پوست آرنج و زانو

درمان موثر خانگی برای لطافت پوست آرنج و زانو

ماسک برای نرمی و لطافت پوست آرنج و سرزانوبهترین و موثرترین لوسیون برای درمان پوست خشن و زبر این قسمت از اعضای بدن ، استفاده از لوسیون زیر می باشد که قابل نگهداری در یخچال نیز می باشد: شیر نصف پیمانه ، گلیسیرین یک قسمت ، بی کربنات سدیم یک قسمت ، بوراکس یک قسمت شیر را گرم کرده و سپس گلیسیرین و بی کربنات سدیم و بوراکس را به آرامی به آن اضافه نمایید. از این لوسیون برای مالیدن به محل مورد نظر استفاده نمایید. استفاده از سرکه سیب نیز برای پوست های خشن این قسمت از بدن مفید می باشد. برای این کار باید از ۱ قسمت سرکه با ۸ قسمت آب استفاده نمایید و بر روی پوست مورد نظر مالیده تا روشن و نرم شود. استفاده از شیره بادام با شیر و یا روغن بادام با عسل، نیز در لطافت پوست های خشن بسیار موثر می باشد. راه بسیار مفید و آسان تر برای لطیف نمودن و روشن کردن پوست تیره و زبر آرنج و سرزانو استفاده از آب لیموترش می باشد که استفاده مرتب از آن اعجاز می نماید

 

سکه 600 هزار تومان می‌شود!

نگرانی از اقتصاد اروپا و امریکا باعث شده که نرخ جهانی طلا افزایش یابد و همین امر نیز موجب شده تا بازارهای داخلی نیز تحت تأثیر قرار گیرند.
     
 
رئیس‌اتحادیه کشوری طلا و جواهر ضمن اینکه از افزایش نرخ سکه و رسیدن آن تا 600 هزار تومان در آینده نه چندان دور خبر داد، گفت: قیمت‌ طلا و سکه در بازار داخلی و خارجی واقعی بوده و هیچ حبابی ندارند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، محمد کشتی‌آرای درباره وضعیت موجود بازار طلا و سکه اظهار داشت:‌ نگرانی از اقتصاد اروپا و امریکا باعث شده که نرخ جهانی طلا افزایش یابد و همین امر نیز موجب شده تا بازارهای داخلی نیز تحت تأثیر قرار گیرند.

وی با بیان اینکه نرخ جهانی طلا واقعی بوده افزود: در بازار داخلی و خارجی طلا در این روزها هیچ حبابی نداریم چراکه وضعیت اقتصادی دنیا موجب شده نرخ‌ها افزایش پیدا کند.

رئیس اتحادیه کشوری طلا و جواهر ادامه داد: بازار جهانی طلا در روزهای آینده غیرقابل پیش‌بینی شده است؛ به نظر می‌آید نرخ فروش سکه در بازار داخلی طی روز جاری بازهم افزایش پیدا کند.

کشتی‌آرای با اشاره به افزایش نرخ سکه در بازار داخلی، گفت: وقتی بازارهای جهانی و داخلی دچار التهاب می‌شود نرخ‌های اعلام شده در بازار برای فروش سکه کمی جلوتر از ارزش واقعی است.

وی دلیل این امر را جلوگیری از ضرر فروشندگان طلا دانست و اضافه کرد: بعنوان مثال هم‌اکنون ارزش واقعی سکه طرح جدید 510 هزار تومان است اما برخی صرافان قیمت‌ها را جلو جلو افزایش می‌دهند و آنرا 515 هزار تومان اعلام می‌کنند.

این فعال در بازار طلا و جواهر افزود: هم‌اکنون سکه طرح قدیم در بازار سبزه میدان 515 هزار تومان، طرح جدید 510 هزار تومان، نیم سکه 255 هزار تومان، ربع سکه 135 هزار تومان و سکه گرمی 76 هزار تومان قیمت‌گذاری شده و فروخته می‌شود.

وی درباره احتمال افزایش نرخ فروش سکه یک بهار آزادی نیز گفت:‌ در آینده نه چندان دور قیمت سکه در بازار داخلی به 600 هزار تومان نیز خواهد رسید چراکه رشد قیمت سکه همچنان ادامه خواهد داشت.

کشتی‌آرای با بیان اینکه ارزش واقعی سکه بسیار بیشتر از 500 هزار تومان است، تصریح کرد: به نظر بنده قیمت واقعی سکه باید یک میلیون تومان باشد که البته این رقم را نیز تجربه خواهیم کرد.

امروز سکه یک بهار آزادی در شعب منتخب بانک ملی با قیمت 494 هزار تومان فروخته می‌شود که از این نرخ معادل 475 هزار تومان بعنوان ارزش پایه و 19 هزار تومان بعنوان مالیات برارزش افزوده از مشتریان اخذ می‌شود.

نیم سکه بهار آزادی نیز در این تاریخ با ارزش پایه 237 هزار و 500 تومان و مالیات برارزش افزوده 9 هزار و 500 تومانی با نرخ نهایی 427 هزار تومان به فروش می‌رسد.

همچنین ربع سکه امروز با نرخ پایه 125 هزار تومان و ارزش افزوده 5 هزار تومانی با نرخ نهایی 130 هزار تومان در شعب منتخب بانک ملی فروخته می‌شود.

در بازار آزاد و برخی صرافی‌ها نیز هم‌اکنون سکه طرح قدیم با بهای 520 هزار تومان، سکه طرح جدید 515 هزار تومان، نیم سکه بهار آزادی 255 هزار تومان، ربع سکه بهار آزادی 135 هزار تومان و سکه گرمی 78 هزار تومان نرخ‌گذاری شده و فروخته می‌شود.

 


صفحه 1 از 60

محصولات

لینک - پیوند